است كه بواسطهء نزول آن در اين مرايا و وسائط بدين شكلِ محدود و قالب معيّن بروز و ظهور مىنمايد . طبيعى است كه بمقتضاى قاعدهء امكان اشرف اين حقيقت و الا و اين معمّاى عالم وجود بايد در ذاتى از ذوات متمكّنه در عالم امكان به نحو اوسع و اشرف و اعلى و اجمع وجود داشته باشد ، و اين ذات نفس مقدّس معصوم عليهالسّلام مىباشد كه سر حلقه و نقطهء وصل آن به وجود مبارك حضرت ختمى مرتبت محمّد بن عبدالله صلّى الله عليه و آله و سلّم برمىگردد كه فرمودهء جناب حضرت حقّ در حق اوست : لَولاكَ لَما خَلقْتُ الأفلاك [ 1 ] .
تاج سرت افسر لعمرك * ديباى برت قباى لولاك
فرموده به شأنت ايزد پاك * لولاك لما خلقت الافلاك
و چه بسيار عالى و راقى فرمود عارف والامقام حضرت شيخ محمود شبسترى قدّس الله سرّه در اين باب :
يكى خطّ است ز اوّل تا به آخر * برو خلق جهان گشته مسافر
در اين ره انبياء چون ساربانند * دليل و رهنماى كاروانند
وز ايشان سيّد ما گشته سالار * هم او اوّل هم او آخر در اين كار
احد در ميم احمد گشته ظاهر * در اين دور اوّل آمد عين آخر
ز احمد تا احد يك ميمفرق است * جهانى اندرآن يكميم غرق است
بر او ختم آمده پايان اين راه * در او منزل شده ادعوا إلى الله
مقام دلگشايش جمع جمعست * جمال جانفزايش شمع جمع است
شده او پيش و دلها جمله در پى * گرفته دست جانها دامن وى
در اين ره اولياء باز از پس و پيش * نشانى دادهاند از منزل خويش [ 2 ]
هامش
[ 1 ] - المناقب ، لابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 217 ؛ بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 406
[ 2 ] - گلشن راز