مرحوم حدّاد : سالك نبايد خود را به مادون ذات تنزّل دهد
روزى مرحوم والد قدّس الله سرّه مىفرمودند : به اتّفاق مرحوم حدّادرضوان الله عليه و ساير رفقا و احبّه در منزل يكى از دوستان در كاظمين بوديم ؛ صحبت از عروج مقام حضرت جبرائيل به عالم وحى و كيفيّت نزول آن به قلوب انبياء و رسل الهى و انتقال حقائق علمى از حقيقت كليّه آن به نفوس جزئيّه بشريّه و قدرت و قوّت و اشراف او بر همهء علوم و صور كليّه و جزئيّهء حقيقت علميّه حضرت حقّ جلّ و علا بود ، و در اين زمينه هر كس مطابق با فهم و ادراك خود مطلب را بسط و گسترش داده و اعجاب خود را از اين مسأله ابراز مىداشت . مرحوم حدّاد كه مدّتى ساكت نشسته و اين كلمات را گوش مىكردند ، پس از مدّتى سر برداشتند و با لحنى جدّى كه حكايت از حقيقتى بس شگفت و عميق و عالى و راقى مىكرد فرمودند : اين چه بحثى است كه شما داريد از علوّ درجات و مقامات و سعهء وجودى حضرت جبرائيل مىكنيد ! ما در مقام و مرتبهاى هستيم كه ابداً جبرائيل را قدرت و قوّت بر تصّور آن مقام و حقائق وجودى آنجا نيست . و چرا خود را متوقّف بر صعود و نزول ملائكه نمودهايد ؟ بيائيد ببينيد كه بالاتر از آن چه خبر است ! جائى كه هزارها مانند جبرائيل قدرت بر وصول به آن را ندارند و در مادون آن مقام متوقّف مىمانند . سالك كه نبايد خود را به مادون ذات تنزّل دهد و از اشراب ماء مَعين آن حقيقت خود را محروم نمايد ، و به حقائقى مادون حقيقت خود كه همان ذات حضرت حقّ است خود را سرگرم نمايد و عمر خود را به بيهوده بگذارند .
آنچه كه از يك عارف كامل و ولىّ خدا در اطوار حيات و ارتباط با افراد ظهور مىنمايد تماماً سوق و حركت و تشويق به نقطه عُليا و بالاترين مرحله از عبوديّت است كه از آن به توحيد ذاتى و تجرّد محض و فناء ذاتى تعبير مىشود ، و از اين نقطه هيچگاه در مجالس و سخنان و آثار خود تنازل نمىكند .