و روان آنان باقى بگذارد . مانند پزشكى كه از ابتداى ورود به دانشكده به فكر اينست كه چه علومى را بخواند تا بتواند از مريضها بيشتر و بهتر منتفع شود و كدام مرض بهتر مىتواند به رشد اقتصادى او كمك كند و مراجعه بيشترى را بدنبال خواهد داشت ، و كدام مرض كمتر مورد ابتلاء و رجوع خواهد بود و آن را كنار بگذارد و به تحصيل آن نپردازد . اين علوم هيچگاه موجب ترقّى و تزكيه نفس و رشد و نورانيّت او نخواهد شد بلكه بيشتر او را به عالم كثرات و شهوات نزديك مىكند و از انسانيّت و شرافت و كرامت دور نگه مىدارد .
در قبالِ اين موقف ، موقعيّت فردى است كه از ابتداء براى تحصيل رضاى الهى و خدمت به خلق و رفع مشكلات آنها پايه و اساس دانش و تجربه خويش را قرار مىدهد .
إن شاء الله شرح اين مسأله در فقرات آتيه حديث شريف عنوان خواهد آمد . در اينجا ديگر بيش از اين به ذكر خصوصيّت اوّلى و شاخصهءعارف كامل و عالم بالله و بأمر الله نمىپردازيم و به همين مقدار جهت تبيين مرام و شرح مطلب اكتفاء مىنمائيم و به نظر مىرسد براى درك اهل مطلب و ادراك همين مقدار كفايت كند . حال به خصوصيّت ثانيه و نقطهء ممتاز ولىّ كامل و مُرشد و اصل مىپردازيم .
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٧٣