تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مرحوم والد از استاد خود حضرت حدّاد رضوان الله عليهما نقل مىكردند كه مرحوم قاضى رضوان الله عليه مىفرمودند : من هشت بار كتاب « مثنوى » ملّاى رومى را از اوّل تا به آخر مطالعه نمودم و هر بار مطلب و معناى جديدى به نظر آمد كه در مطالعه قبل به نظر نرسيده بود ! و اينجانب از افراد بسيارى شنيده‌ام كه همين نكته را در مورد كتابهاى مرحوم والد قدّس سرّه بيان مىكردند ، و خودم نيز تحقيقاً به همين مطلب رسيده‌ام . و سرّ مطلب كاملًا روشن است ، زيرا اين بزرگان مطالب و مبانى را كه ذكر مىكنند از حقيقت عالم ملكوت و نفس الامر بيان مىكنند ؛ و انكشاف صور و حقائق علمى ملكوت است كه بر نفس آنان به صورت صور و معانى واقعى و حقيقى آنها تجلّى مىنمايد و بالطبع بر زبان يا قلم آنان جارى مىگردد ، و آن حقائق بدون دخالت نفس و جرح و تعديل و كم و زياد و افكار آلوده و نفوس تزكيه نشده بر قلب آنان تنازل مىيابد ؛ و لذا انسان با آنها احساس قرب و وحدت و انس مىكند و براى او تازگى دارد و هيچگاه از قرائت آنان ملالى بهم نمىرساند و خسته نمىشود .

علّت عدم تمايل انسان به بسيارى از نوشتجات صورى بودن مدركات مؤلّف است

به عكس در مورد ساير افراد گرچه به مراتب عاليه علمى نيز ارتقاء يافته باشند ، تمام علوم و مدركات آنان صورى است ، از اين كتاب و آن كتاب جمع‌آورى نموده‌اند و در قواى ذخيره و ذاكرهء خود حفظ و ضبط نموده‌اند ، و منظور آنان صرفاً تجمّع مطالب و استفاده در مجامع و سخنرانيها و سمينارها و مجالس بحث و وعظ و درس و خطابه بوده است ؛ هيچگاه آن علوم را به جهت انتفاع شخص خود و بهره‌گيرى براى اصلاح راه و مسير قرب بسوى حق نياموخته‌اند . و اگر روزى مىدانستند كه زمانى خواهد آمد و ديگر اين متاع در بازار خريدارى ندارد ، دست از مطالعه و تحقيق و تجميع مطالب برمىداشتند و به دنبال متاعى ديگر حركت مىكردند . حال با اين وصف چگونه ممكن است اين علوم نفوس آنان را تغيير داده باشد و تزكيه كرده باشد و تأثير عميق بر روح