تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
نماز او با نماز محجوبين اختلاف ماهوى دارد ؛ و همينطور حقيقت نور توحيد و نورانيّت فيض الهى جميع شراشر وجود او را فراگرفته است . ولذا او ديگر كار انجام نمىدهد ، خدا انجام مىدهد ؛ زيرا دوئيّت برداشته شده است . او نماز نمىخواند ، خداست كه نماز مىخواند و حجّ مىرود و انفاق مىكند و جهاد مىكند و تبليغ مىكند و حكم مىكند و قضاوت مىكند و حكومت مىكند .

فرق بين حكومت اميرالمؤمنين عليه السّلام و غير او به نحوهء شناخت حق بر مىگردد

اينجاست كه فرق بين حكومت علىّ عليه‌السّلام و غير او روشن مىشود . يعنى مسأله بطور كلّى از تصوّر و مدركات جزئيّه ما خارج مىشود . نه اينكه بخواهيم مقايسه كنيم سپس علىّ را بر غير او ترجيح دهيم ؛ اينكه مهم نيست . خوب معلوم است كه علىّ حتّى ظاهراً بر غير خودش ترجيح دارد و در همهء امور مقدّم است . هر كس بيايد و از نزديك شاهد اعمال و گفتار او باشد ، در همان لحظهء نخست او را بر غير او ، بلكه بر جملهء خلائق ترجيح مىدهد ؛ حال از هر گروه و ملّت و از هر دين و دَيدنى كه مىخواهد باشد . مسأله اينست كه : علىّ انيّت خود را از دست داده است و وجودش وجود حقّ شده است . او همچو بشر عادى صحبت مىكند ، ولى صحبت او ديگر صحبت يك بشر نيست ؛ كار مىكند ، ولى كار او كار يك فرد عادى نيست ؛ جنگ مىكند ، ولى نه مانند جنگ و جهاد ما . او در جنگ به چيزى غير از آنچه ما فكر مىكنيم مىانديشد و مقصدى سواى مقاصد ما در سر دارد . او در عين جنگ با كفّار به همان ديد به كفّار نگاه مىكند كه به دوستان خاصّ و اخصّ از مواليان خود مىنگرد . در علىّ ديگر حبّ و بغض شخصى وجود ندارد تا بر اساس آن حادثه‌اى را بيافريند و ملّتها را فداى هوى و هوس نفسانى و شيطانى خود كند ، گرچه رنگ و ظهور آن رنگ و ظهور الهى داشته باشد . علىّ از دائره مقياسها و انديشه‌هاى بشر خارج شده است تا ما بخواهيم او را با ديگران مقايسه كنيم . اصلًا اين مقايسه بطلان محض است و پوچى محض و