استقلال و انّيّت بر وجود آنان نمىنشيند و همگى فقر محض و نياز محض و اتّكاء محض مىباشند ؛ و تنها حقيقت و ذاتى كه وجود را دربست و بطور اطلاق از آنِ خود نموده است ذات حضرت حقّ است و بس ! ولى كلام در مقام اثبات و انكشاف اين مطلب است براى انسان . مردم عادى اعم از جاهل و عالم ، فقيه و يا فيلسوف از آنجا كه در وجود خود مسأله استقلال و انّيّت و هويّت مستقلّه را احساس مىكنند ، گرچه به لفظ و عبارت مفصح و مبيّن جهت اولى و حيثيّت ثبوتيّه نيز باشند ، ولى اينها همه تخيّلات و تصوّرات است و هيچ راهى بسوى انكشاف حقيقى و باطنى كه حقيقت و لبّ مطلب را با تمام وجود همچون احساس وجود خود و آثار و ملكات خود احساس كنند ندارند . اينان صرفاً به بعضى تصوّرات بدون تحقّق ملكه يقين و شهود مستمرّ بسنده مىكنند و خود را با اين الفاظ سرگرم و مجلس را رونق مىبخشند و عوام كالانعام نيز به تصوّر اينكه اين فرد به مرتبه شهود و عيناليقين رسيده است واله و شيداى او مىشوند ، غافل از اينكه بين او و اين مرتبه فاصله از زمين تا كهكشان است ! و امّا عارف واقعى اين مسأله را اثباتاً و انكشافاً و شهوداً و احساساً و لمساً و مسّاً با تمام ذرّات وجود خود تجربه مىكند و درمىيابد .
پس مسأله فرق بين عارف و غير عارف در مقام اثبات است نه ثبوت ، زيرا عارف پس از وصول به مرتبه فناء و بقاء حكايت از ماوقع و نفس الأمر و حقائق توحيديّه دارد ، و حقيقت توحيد كه با وصول عارف به مرتبه ذات و عدم وصول آن تغيير و تبديل پيدا نمىكند . آنچه كه تغيير مىيابد كيفيّت حصول علم و ادراك اوست كه بواسطه تحوّل بنيادين و تغيّر ساختارى در وجود و نفس او حقائق روى خود را به او نشان ميدهد و ديگران در حجاب و ظلمت باقى مىمانند .
و لذا تمام گفتار و اعمال و نيّات او مبدّل به اعمال و گفتار و ارادهء الهى مىشود . انفاق او با انفاق سايرين متفاوت است ، حجّ او با حجّ بقيّه فرق مىكند ،
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٤٥