پس چه شديم ؟ و چطور به اين مطالب نرسيديم ، و از اين مطالب چيزى نشنيديم و برخورد نكرديم ! من به ايشان گفتم : نه اينطور نيست ، شايد آن زحمات و مشقّتها و تربيتها و دستگيريهاى مرحوم انصارى مقدّمهاى بوده است براى رسيدن به خدمت اين مرد و تهيّؤ و استعداد و قابليّت ادراك محضر اين ولىّ خدا ؛ و اكنون كه خداوند اين نعمت را فراهم نموده است و اين مائده را بر سر سفره انعام و كرمش قرار داده است بايد بجاى تحسّر و تأسّف بر گذشته و عدم نيل به مراتب متوقّعه ، قدر اين لطف و فيض حقّ شناخته شود و بر اين كرامت بايد شكرگزار بود و حدّاكثر استفاده را با انقياد و اطاعت محض از او و دستورات او به انجام رسانيد .
حال مىدانيد كه مرحوم والد اين مطلب را كى بيان كردند ؟ ايشان به مدّت هفت سال كه در قم مشرّف به تحصيل علوم الهى بودند ، از محضر استاد عارف و عالم دهر حضرت علّامه طباطبائى رضوان الله عليه علاوه بر اخذ علوم و معارف شريعت از فلسفه و تفسير و فقه الحديث ، به تربيت نفس و مراقبه و عمل به برنامه سلوكى و اشتغال به اوراد و اذكار مشغول بودند ؛ و پس از هجرت به نجف باز به مدّت هفت سال از محضر بزرگانى چون مرحوم آقا شيخ عبّاس هاتف قوچانى و آية الله آقا سيّد جمال الدّين موسوى گلپايگانى و مرحوم آية الله حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى به تهذيب نفس و تزكيه آن پرداخته بودند ، و سپس به حوزهء تربيت و تهذيب عارف كامل حضرت آقاى حاج سيّد هاشم موسوى حدّاد رضوان الله عليه وارد و به مدّت دوازده سال از ايشان بهرهها مىبردند ، كه اگر مجموع اين مدّت را به حساب آوريم به بيش از بيست و شش سال تمام خواهد رسيد ؛ آن هم يك همچو شاگرد و عالمى كه از نقطه نظر فهم و حدّت و ذكاء و احاطه به علوم عقليّه و نقليّه زبانزد عام و خاص بوده است . يعنى پس از بيست و شش سال هنوز ايشان به شأن و منزلت و مرتبت استاد خود
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٣٧