است ، درحاليكه خبر ندارد جمال معشوق او ظهور معشوق حقيقى در اين مرآت و آينه است و در واقع او دارد به معشوق حقيقى عشق مىورزد نه به اين صورت و آينه ظاهرى كه معشوق ظاهرى او مىباشد ) .
17 - و تمام آنچه تا به حال براى تو توضيح و شرح دادم در اين حقيقت منحصر است كه محبوب در مظاهر و صور عالم كون خود را ظاهر و نمودار مىسازد ، و اين مردم جاهل و بىخبرند كه تصوّر مىكنند اين صور و مظاهر غير از اوست و با او اختلافى فاحش دارد ، درحاليكه حقيقت آنها همان تجلّى حضرت حقّ است . »
سعادتمند آنكه دامن خود را از هر دو جهان برچيد و دنيا را به اهل دنيا سپرد
راقم اين سطور گويد : و للَّهِ دَرُّه قائلًا و مُفصحاً و شارحاً ! خدايش غريق بحار رحمت خود بگرداند كه چه خوب و روشن از عهده شرح و توضيح و ترسيم حقيقت وحدت و انجذاب سالك و محو و فناء و هو هويّت برآمده است ، بطوريكه بهتر از اين نمىشود حقّ اين مسأله را ادا نمود . خوشا به سعادت و بهره او كه گوى سبقت را در مضمار سبق بربود و به اكسير حيات و سرّ عالم خلقت و حقيقت تشريع و تربيت و تزكيه نائل آمد ، و دامن خويش را با رفض هوى و هوس و محو تمايلات و تمنّيات و افناء نفس با جميع شؤون و آثارش از هر دو جهان برچيد ، و جز فناء و انمحاء در ذات حقّ نصيبى برنگزيد و غير او را به اغيار تفويض كرد و محبوب را براى خود برداشت .
بقول مرحوم والد رضوان الله عليه بارها مىفرمودند : « دنيا را به اهل دنيا بسپاريد » ؛ دنيا يعنى همه تعلّقات در هر قالب و هر لباس و هر شأن و هر موقعيّت . تا تعلّق به خود و تمايلات و خواستهاى شخصى دارد دنيا است و از حقّ جدا ؛ و وقتى صبغهء الهى پيدا مىكند كه خواستى براى شخص در جلوههاى متفاوت آن و فراز و نشيبها و اختلافات وجود نداشته باشد . و هر كسى مىتواند خود را در اين معركه بيازمايد و بيش از هر كس ديگر دريابد كه اعمال