پر واضح است كه تمام انبياء و مرسلين در مسأله وحى و ارتباط با حضرت حقّ به يك منوال و يك درجه بودهاند ، و اگر ما معنى و حقيقت وحى را عبارت از القاء يك معنى از معانى عالم غيب ( چه به صورت حكم تشريعى و يا به صورت انكشاف يك واقعهء خارجى ) بدانيم ديگر اختلاف معنى نخواهد داشت ، زيرا همهء آنها در اين موضوع مشترك بوده و كلام وحيانى آنان صدق و قرين با عصمت است . و همچنانكه شريعت مقدّسه اسلام بر قلب شريف رسول الله نازل شد و آن حضرت آن را براى مردم بيان و توضيح داد ، همينطور در شرايع گذشته هيچكدام از انبياء كلامى را از جانب خود و با دخالت نفس و خواست خود به مردم القاء نمىكردند و همهء آنان آنچه را بعنوان دستور و مبناى موضوعات شرعيّه بيان مىنمودند عين كلام حضرت حقّ و عين اراده و خواست او بوده است ، بدون يك كلمه كم و يا زياد . پس بايد در اينجا نكته ديگرى غير از مسأله وحى و نزول كتاب و شريعت و حكم از جانب پروردگار و ملائكه وحى باشد كه چنين تعبيرى از رسول خدا مشاهده مىشود .
و اگر ما مسأله وحى را قدرى توسعه دهيم و صرفاً موقوف بر احكام ظاهرى شرعى و انكشاف حوادث و پديدههاى خارجى نكنيم ، بلكه القاء معانى و حقائق مستورهء عالم وجود و كيفيّت كشف اسرار ظهور و بروز عالم اسماء و صفات جماليّه و جلاليّه حضرت حقّ و تطوّرات عالم هستى در همهء ابعاد ظاهرى و باطنى آن و كشف شهودى ذات اقدس پروردگار در مرتبه سرّ و قلب مؤمن را قائل شويم ، آنوقت درمىيابيم كه مسأله وحى بمعنى اوّل چقدر از اين مرتبه فاصله دارد ! و بلكه بين زمين و آسمان اختلاف و بُعد در آن مشاهده مىشود . در اينجا مرتبهاى است كه از حدود وجودى جبرائيل امين برتر و خارج است ، زيرا جبرائيل سعه ظرفيّت و ادراك او در مرحله اسماء الهيّه به اسم عليم است ، درحاليكه رسول خدا از اين مرتبه فراتر رفته و با اندكاك در كنه ذات و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١١٨