با معشوق هرگونه تفرقه و جدائى را از بين مىبرد ، و گروهى را كه در صدد دست يافتن به اين نقطه در تلاش و مجاهدت مىباشند به سرمنزل مقصود رهنمون خواهد شد ، و آنها را از تفرقه و جدائى با محبوب بيرون خواهد آورد .
13 - و آشكارا اعلان كن كه جمال محبوب و معشوق حدّ و حصرى ندارد و به هيچ قيد و محدوديّتى مقيّد و محدود نخواهد شد ، و همهء جمالها و كمالها در عالم كون از آنِ معشوق و محبوب ما است و هيچ فردى به اندازه سرسوزنى بهره استقلالى از جمال و كمال ندارد ، و آنچه دارد افاضه از جانب محبوب است ؛ كه اگر به چنين حقيقتى معترف و مقرّ نشدى پا از جادّه صدق و حق بكنارى گذاشتى و به زينتهاى مجازى و ناپايدار و اعتبارى دل خوش نمودى و جمال حقيقى و كمال مطلق را از دست دادهاى .
14 - پس حال كه چنين است و ما اين گونه حقيقت و لبّ مسأله را براى تو توضيح داديم ، بدان كه هر صاحب ملاحت و جمالى در عالم وجود يافت شود حسن و ملاحتش را از محبوب حقيقى و جمال مطلق دريافت كرده باشد ، چه مرد و چه زن .
15 - بواسطه تجلّى ذات محبوب و جمال او قيس مفتون و ديوانه جمال لُبْنى گرديد ، بلكه هر عاشقى همچون مجنون كه شيفتهء زيبايى و ملاحت ليلى شد و كُثيِّر كه واله و شيداى عَزَّة گرديد .
16 - پس هر كشش و عشقى كه از ناحيه عشّاق ظهور مىنمايد و آنانرا به جانب معشوقهاى خود مىكشاند در حقيقت آن عشق و كشش به سمت صفات و تجلّيات محبوب حقيقى و معشوق حقيقى است كه به صورت حسن و جمال و زيبايى در صورتى از صورتهاى ظاهرى و عالم طبع منطبع و مصوّر مىگردد ( و آن عاشق تصوّر مىكند كه جمال معشوق به خود آن معشوق وابسته و متدلّى
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١١٤