7 - پس اگر تو نيز از ذات خود و صفات و آثار نفس دست بردارى و بينونيّت را بين خود و محبوب كنارى بگذارى و با ذات محبوب به وحدت و اتّحاد برسى خواهى يافت كه آنچه من مىگويم از روى حقيقت و واقعيّت بوده است ( و اين ادراك ، ادراك باطنى و قلبى است كه از ناحيه نفس و قلب من بر تو نازل شده است نه با ادراك لفظى و مفهومى و كلامى كه در فهم و فكر تو جاى دارد ) .
8 - و ليكن تو كه معتكف وادى شرك گشتهاى و بر توسن مجاز و اعتبارات و دوئيّتها سوار شدهاى كجا ميتوانى به سرّ مطلب من پى ببرى ؟ و تو بر نفس و ذاتى تكيه و اعتماد كردهاى كه از طريق حقّ و حقيقت فاصله گرفته است .
9 - البتّه خود من نيز قبل از اينكه پرده از رخسار و حقيقت و جمال معشوق برافتد به همين علّت و بيمارى مبتلا بودم و خود را از او جدا مىديدم و ثنويّت و دوئيّت را حقّ مىپنداشتم و به او معتقد بودم .
10 - پس آنگاه كه غبار و زنگار حجاب دوئيّت بين خود و معشوق را بزدودم و پرده را به كنارى نهادم ، ناگهان نفس خود را يافتم كه از مرض به در آمده و به صحّت و سلامت متلبّس شده است ، و دوئيّت را كنار گذاشته و به وحدت با محبوب متّحد گشته است . و چشم من روشنى و بصيرت خود را بواسطه چشم محبوب و بصيرت او بازيافت ، پس ديدهء محبوب بجاى ديدهء سابق من مستقرّ شد و اكنون با چشم و ديد و بصيرت او مىنگرم .
11 - پس تو نيز گول احساس خود را مخور و مفتون به ظواهر فريبنده و دور كننده از او نشو و به نفس خود و جلوههاى آن فريفته نشو كه در اين صورت در وادى جهل و اغترار و مجاز محبوس و محصور خواهى گرديد .
12 - و از گمراهى و تفرقه و جدائى كناره بگير كه جمعيّت و معيّت تو
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١١٣