تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
« 1 پس اگر عقل تو نتوانست به حقيقت اين معنى برسد كه چگونه دو ذات به ظاهر مختلف كه يكى در اعلى مرتبه از عظمت و عزّت و قدرت و تجرّد و بساطت ( كه همان مرحله لا حدّ و لا رسم است ) و يكى در مقام امكان و حدّ و قيد و مخلوقيّت ممكن است كه با هم وحدت حقيقى و عينى نه صرفاً تخيّلى و اعتبارى پيدا كنند و بطور كلّى دوئيّت و بينونيّت از ميان برخيزد ، و بواسطه عدم تأمّل در اطراف موضوع از وصول به اين معنى عاجز گشتى ، 2 هم اينك اشاراتى را بر تو آشكار مىسازم كه از تو پنهان مانده بود و همانند عبارات روشن و واضح در نزدت درخواهد آمد ، 3 و پرده از روى اين مشكل به نحوى برمىدارم و با استفاده از منقولات و مشاهدات آنچنان توضيح خواهم داد كه جاى هيچگونه شكّ و شبهه را در تو باقى نگذارد ؛ 4 و ثابت مىكنم با دليل كلام خود را و مثال و شاهدى بر مدّعاى خود اقامه خواهم كرد از روى حقيقت نه اعتبار و مجاز ، درحاليكه پيروى از حقيقت كيش و دَيدن من است . 5 در نظر بياور دخترى را كه بيمارى صرع و جنّ زدگى بر او عارض گشته و در همان حال عباراتى از دهان او خارج مىشود و اخبارى از وى صادر ميگردد درحاليكه خود هيچ اطّلاعى و سابقه‌اى از اين عبارات و اطّلاعات نداشته است ( در واقع همان نفس مسخِّر او كه جنّ يا هر چيز ديگرى باشد در نفس او حلول نموده و او را به نطق و تكلّم درآورده است ؛ پس در اينجا اين دو ذات به صورت يك واحد و يك عينيّت ظهور پيدا نموده است و اتّحاد بين اين فرد جن‌ّزده با نفس اجانين و شياطين حاصل گرديده است ) . 6 و همينطور لغاتى كه اين شخص به كار ميبرد شايد با لغت خود او مختلف باشد ، و ادلّه بر صحّت مدّعاى من قائم مىباشد .