تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
يكى شده است ؛ پس من خود را كه همان معشوق است و معشوق را كه در من ظهور و شهود پيدا نموده است در آغوش گرفته‌ام . 12 پس در حال بقاء بعد از فناء من وجودى جز وجود او نيستم و قبلًا هم نبودم ، وليك شهود اين معنى پس از محو كه بواسطه تجلّى باطنى محبوب صورت پذيرفت محقّق گشت . و زمانى كه معشوق تجلّى نمود ، ذات من كه قبلًا در محدوديّت تقييد و جزئيّت اسير و در حبس و حصر بود اينك از جزئيّت رسته و به كلّيّت و جمعيّت پيوسته است و از محدودهء حدود و مقيّدات خلاصى يافته ، پا به عرصه لا مكان و لا انتهاء نهاده است . 13 از آنجا كه بين من و بين معشوق دوئيّت و بينونيّت برداشته شده است و ذات من عين ذات او گشته است ، پس در اين عالم به هر وصفى كه من متّصف گردم در واقع معشوق متّصف به آن وصف مىگردد ؛ و متقابلًا هر حسن و كمال و جمال و جلال و اوصافى كه منطبق بر هيئت و شاكله حضرت محبوب است ، همان وصف بر هيئت من نيز زيبنده خواهد بود . پس من در اين مرحله ( بقاء پس از فناء ) آينه تمام نماى صفات و شؤونات محبوب و معشوق مىگردم . 14 پس اگر كسى او را بخواند من پاسخ خواهم داد ، و هر كسى كه مرا صدا بزند او اجابت خواهد كرد و لبّيك خواهد گفت ! 15 و اگر محبوب سخن بگويد من با او به مناجات و مسامره پرداخته‌ام ، و اگر خبر و داستانى را نقل كنم درست همانند آن است كه او آن خبر و حكايت را نقل كرده است . 16 ديگر در اين مرتبه مسأله خطاب و مشافهه از ميان برخاسته ، و تاءِ مخاطب بكلّى زائل و محو گشته است و از محدودهء حدود مردم و افرادى كه او را در غيب و خفاء مىنگرند نه در جلوت و عيان خارج گشتم و از عالم پست اعتبارات به افق اعلاى محو و خلود در حريم ذات محبوب ارتقاء يافتم . »