7 و اكنون آغاز اتّحاد خود را با خالق و مُنشِئ خويش شروع مىنمايم و مآل و انتهاء سرنوشت خود را كه در عين تواضع و فروتنى در پيشگاه معشوق و محبوبم بسيار عالى رتبه و بلند مرتبه است پيشبينى مىكنم .
8 روشن و آشكار ساخت محبوب من وجود را در ديدگان من هنگامى كه تجلّى كرد به عالم تنزّلات و صور ماهوى ممكنات . و چون ديدگان من غير محبوب چيزى را مشاهده نمىنمايد ، پس به هر چيز نظر مىافكنم جمال محبوب را در او مشاهده مىنمايم .
9 و زمانى كه معشوق خود را بر من ظاهر ساخت و حقيقت ذات او بر من نمايان گشت ، من نيز آن حقيقت غيبى و مختفى خود را كه عين ذات معشوق است به مرتبه عيان و شهود درآوردم و ظاهر ساختم . در اين هنگام خود را يافتم كه همان معشوق است كه اينچنين خود را مىنماياند و به جلوهگرى مىپردازد . و اين حالت را بواسطه خلوت و اعتزال از خلق به منصّه ظهور و بروز درآوردم .
10 و وجود ظاهرى من در تجلّى شهود باطن از بين رفت و حتّى از وجود علمى اين شهود نيز جدا و منفصل گشتم ( زيرا تجلّى باطن به نحوى بود كه ادراك اين حضور و وجود را نيز از من گرفت ) و در اين حال جميع تقيّدات و انّيّات خود را محو و نابود ساختم و در اين محوْ اثبات تعيّن ديگر ننمودم ( در تجلّى ظاهر و باطن محو هر دو تعيّن و تقيّد را نمودم و اثبات يك تجلّى موجب محو و فناء تجلّى ديگر نگرديد و مقام جمعيّت براى من در اين دو تجلّى با هم حاصل گرديد ) .
11 و آنچه را كه در حال محو ظاهر خود و تجلّى باطن خود بواسطه ظهور و تجلّى محبوب مشاهده نمودم سخت در آغوش گرفتم . پس از مستى و حالت فناء كه به مرتبه بقاء نائل آمدم ديدم معشوق با حقيقت ذات و شهود من
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٠٩