« 1 و هر مقامى از مقامات سير و سلوك را كه پيمودم به جهت عبوديّت و بندگى حضرت حقّ ، آن مقام را بواسطه عبوديّت و اطاعت به مرحله تثبيت و ملكه درآوردم و آن را در وجود خود محقّق و متعيّن نمودم .
2 پيش از اين در مراحل سير و سلوك من عاشق و شيفته معشوق و مشتاق وصل او بودم ، پس آنگاه كه از اين حالت درگذشتم و خواست خود را بكنارى نهادم و وجودى ديگر براى خود تصوّر ننمودم تا از آن خواست و اراده برخيزد ، معشوق مرا بسوى خود طلبيد و در اينجا او بود كه مرا اراده كرد و نرد عشق با من باخت و مرا براى خود انتخاب و اختيار نمود .
3 پس من محبوب او گشتم ، بلكه محبوب نفس و ذات خود گشتم ( زيرا نفس من در ذات من ، ذات و نفس محبوب گشته است و ديگر دوئيّت و بينونيّتى در ميان نيست تا يكى بر ديگرى عشق بورزد ، بلكه در اينجا يك ذات باقى مىماند و آن ذات محبوب است ، پس او عاشق بر خود است و خود را مىطلبد و خود را اراده مىكند ؛ بنابراين عشق من بر ذات خودم عشق محبوب بر ذات خودش است بدون هيچ گونه اختلاف و تفاوت ) و اين مرتبه با آنچه قبلًا گفته شد كه بواسطه تجلّى حقّ بر بنده كه بواسطهء آن وجود خود و هرچه در عالم كون تحقّق دارد را عاشق و طالب وصل او ديدم فرق دارد ( زيرا در آن تجلّى چون هنوز از نفس و ذات آثارى باقى است در حيطهء وجود ذات بدنبال مطلوب و معشوق مىگشتم ، امّا در اين تجلّى از آنجا كه ديگر ذاتى و نفسى براى خود نمىبينم طالب و مطلوب و عاشق و معشوق را يك ذات و يك عينيّت و يك تحقّق مىيابم و بس ) .
4 بواسطه تجلّى و عنايت حضرت محبوب از وجود خود خارج گشتم و لباس خوديّت و استقلال را به يكباره دور انداختم و آنچنان بسوى او كشيده شدم كه تمام ذرّات تعيّنم و وجودم را تعيّن و وجود او گرفت و ديگر هيچ اثرى
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٠٧