معروف و يا صاحب منصبى كذا و كذا ، و فلان فرزند ديگرش مدير و وزير و غيره ، و مداركش در زمان حيات اين چنين ، و رسم و اعتبارش در ميان اقران چنين و چنان بوده است . و اگر خداى نكرده منبرى و يا ذاكر در اين مسأله كوتاهى نمايند و حقّ شؤون متوفّى و بازماندگان را آنطور كه بايد و شايد بجاى نياورند مورد عتاب و عقوبت و كم لطفى صاحبان عزا قرار خواهند گرفت ! و ديگر از آنان در مجالس بعدى دعوت به عمل نمىآورند ؛ و بجاى او سراغ فرد شايسته ديگرى مىروند كه بتواند حقّ مطلب را ادا كند و بازماندگان را در مقابل ساير اشخاص روسفيد و سربلند گرداند !
گذاردن جام و قدح ، و پذيرائى از اشخاص با انواع ميوهها و شيرينىها تماماً اين مجالس را از هدف اصلى دور و به ظواهر خلاف نظر شرع متوجّه مىگرداند ؛ ولذا خلاف نظر شارع است . سكوت و ايستادن براى تعظيم مقام متوفّى از سنن راه يافته غرب است و شرعاً حرام مىباشد . در اسلام براى اين منظور امر به سكوت و يا ايستادن و فاتحه خواندن نيامده است . اگر انسان نشسته باشد بايد همانطور فاتحه بخواند و اگر ايستاده باشد بايد همانطور فاتحه بخواند .
تغيير عنوان « ترحيم » و « مغفرت » به « بزرگداشت » نيز از امور مذمومه و خلاف است . آنچه به ما از اسلام و سخنان اولياء دين رسيده است طلب مغفرت و ترحيم و تعزيت بازماندگان و تسلّى خاطر و نفوس صاحبان عزا و مصيبت است ، نه بزرگداشت و گرامىداشت و امثال اين الفاظ و عبارات . بزرگداشت يعنى چه ؟ آن
الأربعين في التراث الشيعي (اربعين در فرهنگ شيعه) (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٩٧