قبال اين گرگان بيابان محافظت نمايد ، اكنون بيا و ببين كه اين جمع شيفتگان و عاشقانت چگونه در عزاى تو فرياد مىزنند و بر سر و روى خود مىكوبند و بر عزاى تو سرشك ماتم از ديده روان مىسازند !
سيّد الشّهداء عليه السّلام از اين ديدگاه فقط يك فرد مظلوم و مقهور است كه با او به قساوت برخورد شده است ، و اگر لشكريان يزيد با او به نحو ديگرى برخورد مىنمودند ( مثلًا آنها را از آشاميدن آب منع نمىكردند ، و يا طفل شيرخوارش را با تير جفا به شهادت نمىرساندند ، و يا پس از شهادتش به حرم و خيام او يورش نمىآوردند و خيمههاى او را به آتش نمىكشاندند ، و يا اينكه اهلبيت او را در غل و زنجير در بيابانها به آن كيفيّت فجيع حركت نمىدادند و . . . ) ديگر بهانه و دستاويزى براى اين نحو از عزادارى و مصيبت وجود نداشت ؛ چونان كه براى ساير أئمّه هدى عليهمالسّلام همچون امام مجتبى و حضرت سجّاد و غيره چنين نمىكنند ، و در آن مجالس با يك تعزيه و ذكر مصيبت عادى مجلس را تمام مىكنند . بنابراين به خوبى روشن مىشود كه اينهمه شور و احساس و ابراز اندوه و ماتم بر حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام فقط به لحاظ كيفيّت استثنائى او در مسأله شهادت است ، نه به جهت لحاظ مراتب امامت و ظلمى كه بر امام عليه السّلام از حيثيّت امامت و ولايت او رفته است ، مانند ساير ائمّه ما عليهم السّلام .
البتّه نمىتوان اين نكته را بر عوام خورده گرفت ، زيرا آنان طبعاً با
الأربعين في التراث الشيعي (اربعين در فرهنگ شيعه) (فارسى) — صفحة 55
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٥