مىنمايد ؟ و آيا اين همه تأكيدات و دستورات متوافر و متكاثر از حضرات معصومين عليهم السّلام بر اقامهء مجالس عزا و مصيبت و گريه بر مصائب سيّد و سالار شهداء و اهل بيت مظلومش فقط براى اين جهت بوده است ؟ يا اينكه مقصود و منظور چيز ديگرى است .
مجالس عزادارى سالار شهيدان از مبانى اصيل خود فاصله گرفته است
و لذا مىبينيم كه متأسّفانه امروز مسأله مرثيه و روضه و عزاى حضرت أباعبدالله الحسين أرواحنا له الفداء از صورت منطقى و عبادى خود به جهات اعتبارى و وهميّات دنيوى تغيير مسير و جهت داده است . هدف و غايت ذاكرين و نوحه خوانان بر هر چه پر رنگ و لعاب كردن ظاهرى اين مصائب متمركز شده است ؛ و تهييج احساسات مردم بخصوص طبقه جوان به هر وسيله و با هر تعبير و به هر ترفند و جلوهاى انجام مىپذيرد ، و هر كه در اين راه موفّقتر است مطلوبتر است . و اگر بخواهيم قدرى به خود جسارت دهيم و اين مجالس را با مجالس عادى ديگر مقايسه كنيم بايد بگوئيم به مجالس تئاتر و هنرپيشهگى أشبه است تا به مجالسى كه در خور شأن و متانت و منزلت يك امام معصوم عليه السّلام قرار دارد . و هدف از اين امور فقط گريه بيشتر و بر سر زدن بيشتر و فرياد زدن بيشتر است و بس !
گويا صاحب عزا و مصيبت به اين گريهها و شيونهاى ما به اين نحو و اين كيفيّت نيازمند است ، و به اين صورت او را از حالت غربت خارج نموده لباس عزّت و اقتدار را بر قامت او مىپوشانيم ، و مظلوميّت را از دامان او مىزدائيم و به او اعلان مىكنيم : اى حسين ! اگر در كربلا ياورى نداشتى كه به دفاع از تو برخيزد و حرم تو را در