دنبال مبارزات او مىگردند ، و اگر در صفحات تاريخ به اين مسأله برخورد نكنند يا نتوانند به شكل موجّه آن را ارائه دهند ، با هزار زحمت و مصيبت مبارزهاى را براى او مىتراشند و آن را با هزار رنگ و لعاب در معرض افكار عموم قرار مىدهند ، تا مبادا خداى نكرده بواسطه فقدان و يا ضعف در اين نكته مهمّ و حياتى ( ! ! ) نقصانى و ايرادى و خدشهاى بر مسألهء امامت و ولايت و زعامت او وارد گردد !
در اين ديدگاه طبعاً بين أئمّه عليهمالسّلام نسبت به اين مسأله به ميزان شدّت و ضعف آن اختلاف فاحشى بوجود خواهد آمد ، و رتبهء سيّد الشّهداءعليه السّلام با برادر اكبر خود حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام تفاوت چشمگيرى خواهد يافت ؛ و نعوذ بالله منقصتى كه از اين باب بر سبط اكبر رسول خدا وارد مىآيد چه بسا مسأله امامت او را زير سؤال مىبرد .
اين ديدگاه حتّى در خود زمان امام مجتبى عليه السّلام وجود داشته است ، و پس از صلح با معاويه از طرف نزديكترين ياران خود مورد اعتراض و تعابيرى قبيح و زننده قرار گرفته است .
مظلوميّت آن حضرت را بنگريد كه براى دفاع از آرمان و روش خود بايد از كلام نبوى كه فرمود : الحَسنُ و الحُسَينُ إمامانِ ، قاما أو قَعَدا ! [ 1 ] استعانت بجويد ، و بدينوسيله خود را از گزند آماج تيرهاى سبّ
هامش
[ 1 ] - « حسن و حسين هر دو اماماند چه قيام كنند و چه سكوت نمايند ! »