بنابراين خداى تعالى او را در ميان شكم ماهى قرار داد ؛ و بنا بر بعضى از روايات حضرت يونس عليه السّلام چهل روز در شكم ماهى بود و به اين ذكر مبارك : ( لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ ) مشغول بود . [ 1 ] و به بركت اين اربعين خداى متعال پرده از جلوى چشمان او برداشت و او را به يكى از اسرار توحيد و عالم تقديرات و ارادهء خود آگاه نمود .
تنبيه پيامبر از ناحيهء پروردگار جهت ارتقاءاو بوده ، و منافى با عصمت نمىباشد
شايد اين شبهه براى برخى پيش آيد كه : چگونه يك پيامبر با وجود عصمت و عدم احتمال گناه و خطا در حقّش اين چنين مستوجب تنبيه و تذكّر از ناحيه پروردگار گردد ؟
براى روشن شدن اين مسأله بايد توجّه نمود كه : آنچه راجع به عصمت و اجتناب از گناه و خطا براى انبياء عليهم السّلام ذكر شده است تماماً مربوط به مقام ظاهر و عالم كثرات و ارتباط با مردم است . يعنى يك رسول در مقام فعل و كردار و معاشرت با مردم نبايد خلافى از او سر زند و مرتكب گناهى از معاصى گردد ، و قول او با آنچه در خارج محقّق مىشود خلاف آيد ؛ و به عبارت ديگر : نبىّ بايد در سه مرحلهء تلقّى وحى و حفظ و ابلاغ آن مصون از خطا و لغزش باشد . امّا اينكه حتّى در مراتب بالاتر از عالم ظاهر و مثال ( كه عوالم ملكوت و سرّ و جان و روح است ) نبايد داراى هيچگونه تزلزل و ادراك خلافى باشد ، معلوم نيست ؛ بلكه شواهد و قرائن و آثار عقلًاو نقلًا و شهوداً
هامش
[ 1 ] - « مناقب آل أبى طالب » ج 4 ، ص 139 ؛ « تفسير برهان » ج 4 ، ص 37 ؛ « بحار الأنوار » ج 14 ، ص 402