محسوس و ملموس و وجدانى گرديد ؛ و در اينجا بود كه نزول وحى دوباره از سر گرفته شد و فيضان باران رحمت الهى بر قلب منوّرش از نو گرفته شد ، و معارف ربوبى و لطائف اسرار عالم غيب بر روح و سرّش تجديد گرديد ؛ و اين از خواصّ عدد اربعين است .
حضرت يونس عليه السّلام چهل روز در شكم ماهى بود
و نظير اين مسأله را در داستان حضرت يونس عليه السّلام مشاهده مىكنيم .
در سوره انبياء آيه 87 و 88 مىفرمايد :
( وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنين ) و همنشين ماهى ( حضرت يونس عليه السّلام ) را به ياد آور در وقتى كه با حالت خشم و غضب از قوم خود كناره گرفت ، و چنين پنداشت كه ارادهء قاهره و مشيّت متقنهء ما دامان او را نمىگيرد ( و فقط اين قهر و غلبه مخصوص قوم و افراد شهر اوست ؛ و ما او را در شكم ماهى قرار داديم ) . پس در ظلمات خداى را بخواند : كه هيچ معبودى و مؤثّرى در عالم وجود جز ذات اقدس تو نيست ! تو منزّهى از هر حمد و ثنا و سپاس ما ، و از هر فكر و خيال و وهم و ادراك ما نسبت به ذات ذوالجلال خود ( و ما ترا با افكار خود و نيّات ناقصه و عقل ضعيف و سعهء وجودى محدود خود طلب مىكنيم ، و تو بالاتر و برتر از وهم و خيال ما هستى ) بدرستيكه من از زيانكارانم ، و بر نفس خود با اين افكار و كردار ظالم مىباشم .