براى اصحاب خود كرده باشند ؛ و فقط نسبت به تشكيل مجالس تذكّر از جهت إحياء ذكر اهل بيت تأكيد شده است .
من باب مثال : امام باقر عليه السّلام وصيّت فرمودند كه پس از شهادتشان به مدّت ده سال در منى از مسائلى كه خلفاء جور بر آن حضرت وارد آوردند براى مردم صحبت شود . [ 1 ] و كذلك راجع به حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام آنقدر روايت است كه به حدّ تواتر مىرسد . [ 2 ] و حتّى اگر در آثار مرويّه تأكيد بر اقامهء مجالس اهل بيت نشده بود ، باز به همان ملاك ( إحياء ذكر اهل بيت عليهم السّلام ) بايد حكم به الزام اقامهء مجالس آنان ( چه در مواليد و چه در شهادتشان ) بنمائيم ؛ و در اين مسأله جاى هيچ شكّى در فرهنگ تشيّع نمىباشد .
امّا امروزه مىبينيم براى افراد مجالس سنوى مىگيرند و تا امتداد تاريخ آن را ادامه مىدهند . حتّى اگر استخوانش سالهاى سال بپوسد و تبديل به خاك گردد باز دست از سر آن متوفّى برنمىدارند . البتّه مشخّص است كه صاحبان اين مجالس هيچ دلشان به حال آن متوفّى نسوخته است ، بلكه فقط منافع خود را در استمرار اين مجالس ملاحظه مىكنند ، و حيات و بقاءخود را در انعقاد و ادامه اين مجالس مىبينند ؛ و تصوّر مىكنند كه با تعطيل اين مجالس ، ديگر ياد و ذكر آن متوفّى نسياً منسيّاً خواهد شد ، و بالتَّبَع افرادى كه از قِبَل اين متوفّى به
هامش
[ 1 ] - « كافى » ج 5 ، ص 117 ؛ « من لا يحضره الفقيه » ج 1 ، ص 182 ؛ « تهذيب » ج 6 ، ص 358 ؛ « بحار الأنوار » ج 49 ، ص 220
[ 2 ] - « كامل الزّيارات » ص 100 ؛ « بحار الأنوار » ج 44 ، ص 278 ؛ و نيز « اقناع اللّائم على اقامة المآتم »