صلّى الله عليه و آله و سلّم نبود ؟ با اينكه از هر جهت اين بزرگواران أليَق و أولى بودند در اين مسأله . و حتّى إقامه مجالس ذكر اهل بيت عليهم السّلام كه اين همه راجع به آن تأكيد شده است ، اقتضاء مىكرد كه اربعين أئمّه عليهم السّلام را هم به پا داريم و از فيوضات و بركاتش بهرهمند گرديم ؛ با اينكه هيچ اثرى از ائمّه نسبت به اين موضوع به چشم نمىخورد .
و اين مسأله نشان مىدهد كه اقامهء اربعين قطعاً براى غير سيّدالشّهداء عليه السّلام مورد رضايت آنان نبوده است ؛ زيرا آنان امر به احياء ذكر و تشكيل مجالس نمودهاند ولى نسبت به اربعين هيچ سخن نگفتهاند .
و اگر گفته شود كه : اقامهء مجالس اربعين براى اموات در صورتى كه صرفاً جهت طلب مغفرت و رحمت باشد نه به داعى و غرض ديگر ، و به عبارت ديگر : جهات معنوى و عبادى موضوع براى متوفّى مدّ نظر قرار گيرد نه اعتبارات و منافع دنيوى - چنانچه گذشت - در اين صورت چه اشكالى بر اين مجالس مترتّب مىشود و چه منعى از ناحيه شارع متوجّه آن خواهد شد ؟
پاسخ اين سخن آنست كه اوّلًا : چه فرقى بين اربعين يا ثلاثين و يا خمسين و غيره خواهد بود ؟ و به چه جهت حتماً بايد براى متوفّى رأس چهل روز مجلس گرفت ؟ و اگر قرار است مجلس يادبود و تذكّرى باشد چرا در رأس 30 روز و يا پنجاه روز اين مسأله انجام نشود ؟
ثانياً : عبادت از بنده در وقتى پذيرفته و مقبول است كه مطابق با
الأربعين في التراث الشيعي (اربعين در فرهنگ شيعه) (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٠٣