تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأربعين في التراث الشيعي (اربعين در فرهنگ شيعه) (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
دستور و امر الهى باشد ، نه سر خود و از پيش خود . و شرط اساسى در صحّت عبادت ، موضوع تقرّب و انقياد است ؛ و اين دو مسأله متفرّع بر جهت و حيثيّت توقيفيّه و تعبديّه آن است . و تا عبادتى از ناحيه شارع به ما نرسد اتيان آن بدعت و ضلالت و حرام است ؛ و گرچه هزار بار قصد قربت و رجاء داشته باشد باز آن عمل هيچ ارزشى از ناحيه شارع نخواهد داشت . بلى ، اگر چنانچه مسأله به نحوى براى مكلّف پيش آيد كه از يكطرف رجحان فعل در نزد او محرز گردد و يا حدّاقلّ محتمل باشد ، و از طرف ديگر دليل قاطع شرعى بر رجحان نداشته باشد ، در اين صورت انجام فعل به داعى ثواب و رجاء تقرّب مانعى ندارد . ولى اگر فعلى نه تنها واجد رجحان محتمل عقلى نبوده ، بلكه به لحاظ وجود قرائن و شواهدى عقلًا و نقلًا مرجوح باشد ، در اين صورت ديگر داعى تقرّب و رجاء ثواب منتفى بوده ، و انجام آن منافى با نظر و رضايت شارع خواهد بوده ، يا باطل و يا قطعاً داراى كراهت شديده مىباشد . و اتّفاقاً مسأله اربعين از همين قبيل است . زيرا اگر اين عمل از ناحيهء شارع ممضا و مرضىّ مىبود ، قطعاً در طول بيش از دويست و پنجاه سال زمان امامت و ولايت معصومين عليهم الصّلوة و السّلام به اين موضوع توجّه مىشد ، و از ناحيهء آنان نسبت به اين مطلب توصيه و سفارش مىشد ؛ درحاليكه ابداً اين چنين نبوده است ، و حتّى يك مورد هم نه تصريحاً و نه اشارةًاسمى از اين مسأله برده نشده است ! درحاليكه اين موضوع از موضوعاتى نيست كه ظرف وقوع آن پس از