موشكافى در آن مطالب و يادگيرى طريقهء بحث و جدل و تقرير مباحث گذراندم پشيمانم . تا اينكه بالأخره در نهايت امر بتوفيق ربّانى و بارقهء نور ايمان و تأييدات خداى منّان دريافتم كه : روش آنان در بيان مسائل و وصول به عقايد عقيم و راه آنها غير مستقيم مىباشد . از اين رو زمام امور خود را به دست پروردگار و پيامبر بشير و نذير او سپرديم و او را بر همهء اعمال و كردار و نيّات و افكار خود حاكم و صاحب اختيار گردانيديم . پس هرچه از رسول او بما رسيد به آن ايمان آورده و تصديق نموديم و ديگر به فكر توجيه و تأويل آن برنيامديم ، و عقل خود را جهت تفسير به رأى آن به كار نگرفتيم ؛ بلكه هدايت او را مقتداى خود شمرديم و نهى او را گردن نهاديم . زيرا خداى متعال مىفرمايد : ( هر آنچه را كه پيامبر ما به شما داد بپذيريد و از هرچه بيم داشت پرهيز كنيد ) . تا اينكه در نتيجه متابعت از خداى منّان و رسول او دريچههاى معرفت بر قلب ما گشوده شد ، و بواسطه بركت و پيروى از مكتب اهل بيت وحى به رستگارى و نجات دست يافتيم . »
صدرالمتألهين ، محيى الدّين عربى را از اصحاب كشف و يقين مىداند
با توجّه به مطالب فوق عالمى به اين گرانقدرى كه پرداختن به فنون مدّعيان حكمت و اهل كلام و اتّخاذ روش و ممشاى آنان را موجب تضييع عمر و اتلاف وقت و خسران و حرمان از نعمت حيات الهى مىداند ، و وفود به حرم و حريم و عتبهء اهل بيت عصمت و طهارت را تنها راه سعادت و فلاح و نجات ابدى مىشمارد ، چگونه از شخصيّتى مانند محيى الدين عربى در جاى جاى كتاب نفيس و عاليمقدار خود « اسفار اربعه » و غيره به عظمت و جلالت قدر ياد مىكند !
ايشان در « اسفار » در باب علّت و معلول چنين مىفرمايد :
فَقَوْلُ بَعْضِ الْمُحَقِّقينَ مِنْ أهْلِ الْكَشْفِ وَ الْيَقينِ : أنَّ الْماهيّاتِ الْمُعَبَّرِ عِنْدَهُمْ بِالْأعْيانِ الثّابِتَةِ لَمْ يَظْهَرْ ذَواتُها وَ لا يَظْهَرُ أبَدًا ، وَ إنَّما يَظْهَرُ أحْكامُها وَ