بزرگان صحابه مانند سلمان و أباذر و مقداد و عمّار و زبير و طلحه و عبّاس و . . . از اصحاب نبودند ؟ ! و آيا اصحاب رسول خدا در نزد شما فقط يك مشت رجّاله و آدمكش و منافق و بىحيثيّت و بىدين بودند ؟ آيا مالك بن نويره كه از اصحاب بزرگ رسول خدا بود و او را به جرم نپرداختن زكات به حكومت غاصب ابى بكر به قتل رساندند و با زن او زنا نمودند ، داخل در صحابه نمىباشد ؟ و فقط امثال خالد ابن وليد خونخوار زناكار - حتّى به اعتراف و اقرار شخص عمر - از اصحاب مىباشد ؟ !
دوّم اينكه : آيا حكم خدا و رسول خدا به واقع نزديكتر است يا حكم و رأى و اعتقاد مردم ؟ و آيا خدا و رسول مصلحت جامعه را بهتر مىدانند يا اين مردم جاهل و كور و نادان ، كه هر روز حكمى را جعل و روز بعد با تبصره و لايحهاى آن را اصلاح مىنمايند .
سوّم : كه از همه قبيحتر و وقيحتر و تهمت آشكارى است كه اين جناب نقيب به اسلام و مسلمين و شخص پيامبر اكرم مىزند اينست كه مىگويد : ما از رسول خدا در اين گونه موارد هيچ مخالفتى مشاهده نكرديم و رسول خدا به مخالفت اصحاب توجّهى نمىنمود و آن را امضاء مىكرد ! ! واقعًا بايد گفت كه اين از آن دروغهاى شاخ دار و تحريف صريح تاريخ وانكار بَتّى و حقيقى واقعيّات و قلب وقايع است .
اينهمه كه رسول خدا در موارد مختلفه از مخالفتهاى امّتش سخن بميان مىآورد و از آن به زشتى و پستى وعناد و لجاج ياد مىنمود پس چه شد ؟ ! و آيا در همين مسأله شركت در لشكر اسامه نفرمود : لَعَنَ اللَهُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْ جَيْشِ أُسَامَةَ !
[ 1 ] « خدا لعنت كند كسى را كه از لشكر اسامه تخلّف نمايد ! » درحاليكه ابوبكر و عمر تخلّف كردند و در آن لشكر حاضر نگشتند .
هامش
[ 1 ] - الملل و النّحل ، ج 1 ، ص 29 ؛ و شرح نهج البلاغة ، لابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 52 ؛ و شرحالمواقف ، الجزء 8 ، ص 376 .