مختصر سخن آنكه : جمعى كثير از علماء و بزرگانى كه بواسطه مدح و ثناى اندك خلفاى ثلاث ، آن هم در دوران سلطهء حكّام سنّى و معاند اهل بيت و شدّت و كوران خفقان و تقيّه ، بعضى ايشان را از زمرهء اهل سنّت و عامّه مىپندارند ، قطعاً از زمره شيعيان و پيروان مولى أميرالمؤمنين عليه السّلام مىباشند .
مولانا از جمله افرادى است كه او را از زمره اهل سنّت پنداشتهاند ، درحاليكه از شيعيان اميرالمؤمنين است
و از اين جمله بايد از حكيم الهى و عارف ربّانى نابغهء وادى توحيد و معرفت مولانا جلال الدّين محمد بلخى ( مولوى ) نام برد . اين مرد بزرگ و رجل الهى كه انصافاً در حقّ او ظلمها و ستمها و نسبتهاى ناروائى از دوست و دشمن زده شده است ، بايد او را از زمرهء شيعيان خُلّص و حقيقى مولى امير المؤمنين عليه السّلام به حساب آورد . آيا مولانا را با اشعار او دربارهء عيد غدير و انتصاب حضرت مولى الموالى به ولايت حقّه حقيقيّه الهيّه از جانب رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم بايد سنّى فرض نمود ؟ ! در آنجا كه مىگويد :
اشعار مولانا جلال الدين محمد بلخى در مدح اميرالمؤمنين عليه السّلام
زين سبب پيغمبر با اجتهاد * نام خود و آنِ على مولى نهاد
گفت هر كس را منم مولى و دوست * ابن عمّ من على مولاى اوست
كيست مولى آنكه آزادت كند * بند رقيّت ز پايت بر كند
چون به آزادى نبوّت هادى است * مؤمنانرا ز انبياء آزادى است
اى گروه مؤمنان شادى كنيد * همچو سرو و سوسن آزادى كنيد
[ 1 ]
ما كدام فرد سنّى را پيدا مىكنيم كه از واقعهء غدير اينچنين حكايت نمايد و ولايت رسول خدا را بر أميرالمؤمنين عليه السّلام منطبق و سارى بداند ؟ ! و يا در مقام تعريف از صفات و ملكات مولى اينچنين داد سخن بدهد :
از على آموز اخلاص عمل * شير حق را دان منزّه از دغل
در غزا بر پهلوانى دست يافت * زود شمشيرى برآورد و شتافت
هامش
[ 1 ] - مثنوى مولوى ، خط ميرخانى ، دفتر ششم ، ص 641 ، سطر آخر ، و ص 642 از سطر 1 .