خواهد شد . ابى هريره آمد و اين مطلب را به گوش عمر رسانيد . عمر چنان به سينه او زد كه به روى زمين درافتاد و گفت : اين مطلب را هرگز بر زبان مَياور ! زيرا اگر آن را به مردم بگوئى بر اين اعتقاد دلخوش و متّكى خواهند شد و ديگر دست به عمل نيك و كار خوب نخواهند زد .
و در اين مطلب جاى شكّى نيست كه تمامى صحابه رسول خدا متّفقاً بسيارى از فرمايشات صريح و نصوص وارده از آن حضرت را كنار گذاشتند ؛ زيرا مصلحت را در ترك عمل به آن يافتند . مانند اينكه سهم ذوى القربى و خويشان نزديك رسول خدا را قطع نمودند ( خمس را به ذريّه پيامبر نپرداختند ) ؛ و همچنين سهم كفّار و مشركين را كه در مجاورت بلاد اسلامى زندگى مىكنند و دولت اسلام به جهت رفع كدورت و ائتلاف قلوب و در نتيجه جذب و تمايل آنان به سمت مكتب حق مىپردازد قطع نمودند ؛ درحاليكه مخالفت صحابه با اين دو حكمى كه از جانب پروردگار در قرآن كريم بدان تصريح شده است و دستور صريح پيامبر از انفاذ و اجراى آن صادر شده است و مربوط به امور دين است ، مهمتر است از مسأله خلافت و امارت كه مربوط به انتظام اجتماع و امور دنيوى است .
و همچنين به افكار و آرائى كه اثرى از آن در كتاب الهى و سنّت پيامبر وجود نداشته است عمل مىنمودند . و در ايّام ابوبكر به رأى خود عمل مىنمودند . و هر آنچه را به صلاح خود و جامعه تشخيص مىدادند جامه عمل مىپوشانيدند و بر آنچه از طرف رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم تصريح شده بود وقعى ننهادند ؛ تا اينكه اين سنّت دامن فقهاء از آنان را نيز فراگرفت و مسأله خودرأيى و عمل به گمان و مصلحت انديشىهاى بشرى در احكام الهى و تكاليف دينى نيز سرايت نمود ، و فقهاء با طرح مسأله قياس و استحسان عملًا به مقابله و موضعگيرى در قبال نصوص و احكام مصرّحه از ناحيه شرع درآمدند ، و شريعت را از مجراى اصلى خود خارج و به صورتى واژگون و غير از آنچه وارد شده بود در آوردند . و ارباب قياس و گمان و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٠٢