مسائل غير قابل تصرّف و تغيير و تبديل آن است ، و آن را مانند عبادات چون نماز و روزه نمىپنداشتند ؛ و ليكن آن را مانند ساير امور دنيوى و اجتماعى و رتق و فتق امور ظاهرى خود به حساب مىآوردند ، و مبناى آنها در اين مسأله همانند گزينش حاكم و امير بر يك شهر و تدبير امور جنگ و جدال و صلاح امور اجتماعى بود . و در اين مورد مخالفت با رسول خدا را سهل مىشمردند و باكى از اختلاف نظر و رأى خود با نصّ و تصريح رسول خدا نداشتند ، و مصلحت جامعه را براساس تشخيص خود بر دستور و فرمان پيامبر مقدّم مىداشتند و كلام آنحضرت را به كنارى نهاده بدان عمل نمىنمودند .
آيا نمىبينى كه چگونه ابوبكر و عمر با دستور رسول خدا مبنى بر شركت در لشكر اسامه مخالفت كردند و در آن شركت نكردند ؛ زيرا مصلحت خود را در مخالفت با اين دستور پنداشتند ؟ ! و خيال كردند كه در اقامتشان در مدينه صلاح خدا و رسول خدا و امّت اسلام قرار دارد ؛ و بدين سبب موجب قوّت و قدرت اسلام و دفع فتنهها و فسادهاى محتمل خواهند شد ! و نظير اين مسأله در زمان حيات رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بسيار اتفاق مىافتاد ، و مردم در بسيارى از موارد با آنحضرت مخالفت مىكردند ؛ درحاليكه آنحضرت بر ايشان سخت نمىگرفت و آنانرا توبيخ و تنبيه نمىنمود و چندان اشكال و مزاحمتى نيز بر اين مسأله احساس نمىنمود .
آيا نمىدانى كه رسول خدا در جنگ بدر در منزلى و جايگاهى فرود آمد تا از آنجا با لشكر كفر به دفاع برخيزد ، درحاليكه انصار با او مخالفت كردند و آن جايگاه را مناسب براى جنگ نديدند . . . و آن حضرت نيز در نتيجه به رأى و نظر آنان پاسخ مثبت داد و آن را پذيرفت ؟ !
مورد ديگر اينكه روزى به ابى هريره فرمود : برو در ميان مردم فرياد برآور : هر كسى كه از روى اخلاص و اعتقاد و يقين شهادت به لا إله إلّاالله بدهد داخل بهشت
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 301
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٠١