نامه تشكرآميز شيخ طنطاوى به آية الله مرعشى جهت ارسال صحيفه سجّاديه
در اينجا بىمناسبت نمىدانم قسمتى از نامهاى را كه مفسّر بزرگ و عالم معروف و مشهور معاصر مصرى جناب شيخ جوهرى طنطاوى براى مرحوم مغفور آية الله سيد شهاب الدّين مرعشى نجفى فرستاده است ، و به عنوان تشكّر از ارسال نسخهاى از « صحيفهء كامله سجّاديّه » را از طرف مرحوم مرعشى به ايشان ياد مىكند ، بياورم .
وَ مِنَ الشَّقآءِ أنّا إلَى الْآنَ لَمْ نَقِفْ عَلَى هَذا الْأثَرِ الْقَيِّمِ الْخَالِدِ مِنْ مَواريثِ النُّبُوَّةِ وَ أَهْلِ الْبَيْتِ . وَ إنّى كُلَّما تَأَمَّلْتُها رَأيْتُها فَوْقَ كَلامِ الْمَخْلوقِ وَ دونَ كَلامِ الْخالِقِ .
[ 1 ]
« حقّاً كه از بدبختى است كه ما تاكنون به اين اثر گرانبهاى جاويد از ميراثهاى نبوّت و اهل بيت دست نيافتهايم . من هر چه در آن مطالعه و دقّت مىكنم مىبينم كه آن بالاتر از كلام مخلوق و دونِ كلام خالق است . »
ببينيد اين عالم مصرى با اين تضلّع در علوم و تتبّع در كتب هنوز نتوانسته است به اين كتاب ارزشمند شيعه كه سوّمين كتاب پس از قرآن و « نهج البلاغه » در بين مجتمع شيعه رائج و دارج است دست پيدا كند ، و تأسّف مىخورد كه چرا تا كنون به اين خسران و بدبختى و محروميّت از استفاده و استفاضه دچار گشته است ؛ و عبارات در « صحيفه » را بالاتر از فهم و طاقت بشرى و پائينتر از كلام خداى متعال مىداند .
سؤال ابن ابى الحديد از نقيب و جواب وى حقائقى را از مرام عامه روشن مىسازد
مسأله عدم اعتقاد به اتّحاد خلافت و امامت چنانچه از كلام ابن ابى الحديد مشهود است از دير باز در ميان مسلمين به عنوان مسأله غامض و قابل تأمّل ، و يا به عبارت ديگر قضيهاى نظرى نه بديهى و بدوى مطرح بوده است .
او در « شرح نهج البلاغه » خود ، ج 3 ، ص 115 پس از اينكه اخبارى را از عمر كه دالّ بر ارادهء رسول خدا نسبت به خلافت أميرالمؤمنين علىّ بن أبىطالب است نقل مىكند ، مىگويد :
هامش
[ 1 ] - امام شناسى ، ج 15 ، ص 41 .