مرحوم والد - رضوان الله عليه - را كه در پاورقى ص 276 در جلد پانزده « امام شناسى » آوردهاند در اينجا نقل مىكنيم :
احمد امين گويد : و از شديدترين منازعات و خصومات ميان معتزله و روافض آن است كه : در روايت است كه جماعت كثيرى نزد زيد بن على آمدند تا با وى بيعت نمايند ، و اصرار فراوان بر بيعت با او و محاربهء با بنىمروان داشتهاند .
چون زيد آماده شد كه امر امارت خود را آشكار نمايد ، بعضى از رؤساى شيعه نزد او آمدند و به او گفتند : نظريه تو راجع به ابوبكر و عمر چيست ؟ زيد گفت :
خدا رحمتشان كند و مورد غفران قرار دهد . من از احدى از اهل بيتم نشنيدم كه از آنان بيزارى جويد و دربارهء آنها نمىگويند مگر خير را ، و شديدترين گفتار من آن است كه : إنّا كُنّا أحَقَّ بِسُلْطانِ رَسولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ مِنَ النّاسِ أجْمَعينَ ، وَ إنَّ الْقَوْمَ اسْتَأْ ثَروا عَلَيْنا وَ دَفَعونا عَنْهُ . وَ لَمْ يَبْلُغْ ذَلِكَ عِنْدَنا بِهِمْ كُفْرًا . قَدْ وَلَّوا فَعَدَلوا فى النَّاسِ وَ عَمِلوا بِالْكِتابِ وَ السُّنَّةِ .
« ما از همه مردم به امارت و ولايت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم سزاوارتر هستيم . و آن گروه خود را بر ما مقدّم داشتند و ما را از حقّمان منع كردند . و در نزد ما اين امر موجب كفر ايشان نمىگردد . به تحقيق ولايت مردم را عهدهدار شدند ، و در ميان مردم به عدالت رفتار كردند و به كتاب و سنّت عمل نمودند . »
اين پاسخهاى زيد براى آنان نيكو نبود ، فلهذا بيعتش را شكستند و او را طرد كردند . زيد به آنها گفت : رَفَضْتُمونى فى أشَدِّ ساعاتِ الْحاجَةِ ؟ ! « آيا در اين موقعيّت كه شديدترين ساعتهاى نيازمندى است شما مرا طرد مىكنيد ؟ ! » از آن به بعد آن گروه به روافض موسوم گشتند . و گاهى آنان به رافضه كه نام ناپسنديدهاى است موسوم مىشوند .
و در ميان شيعيان طوائفى موجود مىباشند غير از روافض ، بعضى از آنان
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٩٥