و وجوه ملتاند و كلام آنها بدور از حبّ و بغضهاى شخصى است و عقول آنها بمرتبهاى از رشد و صلاح و تمييز بين صحّت و بطلان رسيده است مىباشند حمل نمود كه اگر اين اجتماع واقع شود قطعاً امام معصوم برگزيده مىشود ، ولى خيلى از اشخاص اين عبارت را به همان معناى عامى و بدوى وعرف پسند آن حمل مىنمايند .
به ياد دارم روزى در معيّت مرحوم والد - رضوان الله عليه - جهت بازديد يكى از مراجع وقت در شهر مقدّس قم به منزل ايشان رفته بوديم . در آن مجلس يكى از آقايان علماء كه از بستگان آن مرجع نيز مىباشد همين فقره از نامه أميرالمؤمنين عليه السّلام به معاويه را قرائت ، و از حضّار در مجلس درخواست پاسخ براى حل اين معضله و اشكال را نمود . تا آنجا كه به خاطر دارم تمامى افراد در آن مجلس نتوانستند پاسخ قانع كنندهاى به آن شخص بدهند و مسأله همين طور به صورت اشكال و حل نشده باقى ماند .
گرچه جواب اين مطلب براى ما بسيار روشن و واضح است - همانطور كه در بالا گذشت - ولى بسيارى از افراد را همينگونه تعبيرها و يا بعضى از رفتارها و كردارهاى ائمّه معصومين عليهم السّلام با خلفاء جور و حكّام ظلم زمان خود به اشتباه انداخته است و نتوانستهاند به آن حقيقت و واقع امر دسترسى پيدا نمايند .
همچنين رفتار بسيارى از ائمّه عليهم السّلام با خلفاء و حكّام بنىاميّه و بنىعبّاس كه گرچه در مقام تقيّه و خوف از آنان بوده است ولى براى همه كس معلوم نيست اين مسأله كاملًا واضح و روشن بوده باشد .
مثلًا تعبير از « اميرالمؤمنين » نسبت به خلفاء جور كه از امام موسى بن جعفر عليهما السّلام و يا پدر بزرگوارشان در مورد منصور دوانيقى و هارون الرّشيد ، و يا از امام أبوالحسن علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام راجع به مأمون - لعنة الله عليه - صادر شده است ممكن است اين شبهه را در اذهان جمعى بوجود آورد كه كيفيّت و نحوهء ارتباط ائمّه عليهم السّلام با خلفاء زمان خود آنقدرها هم كه جماعت شيعه امروزه
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٩٣