اينكه مانند زنان نازپرورده و تنآسايند . »
آيا بايد او را از زمرهء معتقدين به ولايت امير المؤمنين عليه السّلام طرد و نفى كرد ؟ !
اگر قرار باشد مسأله تبرّى و اظهار برائت از دشمنان اهل بيت عليهم السّلام در اصل صدق عنوان تشيّع به همان معناى مصطلح و عرفى آن دخيل باشد ، پس بايد اذعان نمود كه غالب از منتحلين به اين عنوان و مصاديق اين اسم شيعه نمىباشند و فقط اندكى از اشخاص در تحت اين عنوان و مصداق او قرار خواهند گرفت .
مگر امام صادق عليه السّلام به صفوان جمّال نفرمودند : چرا شترانت را به اين مرد ( هارون الرّشيد ) براى سفر به حج كرايه دادى ؟ و آيا تو دوست دارى كه او زنده بماند و از سفر مكّه به سلامت برگردد تا اجرت كرايه شترانت را بپردازد ؟
[ 1 ] حال ببينيد چند نفر از شيعيان باقى مىمانند كه به اين نكته كاملًا توجّه داشته باشند ، و ارتباط با دشمنان و معاندين اهل بيت عليهم السّلام را دشمنى و خصومت با شخص امام عليه السّلام تلقّى نمايند و از آن احتراز كنند ؟ در اينجا بايد گفت :
گر حكم شود كه مست گيرند * در شهر هر آنچه هست گيرند
و مگر امروزه ما اين مسأله را به وفور در ميان قاطبهء از طبقات مشاهده نمىنمائيم ؟ آيا امام ، از اين مسأله راضى و نسبت به آن خشنود است ؟
اكثريت مسلمين در گذشته قائل به جدائى دين از سياست بودهاند
و امّا نكتهء اساسى چنانچه قبلًا اشارهاى به آن شده بود اين است كه : در زمان گذشته اعتقاد بسيارى از افراد بلكه بايد گفت اكثريّت از قاطبه مسلمين بر انفصال و دوئيّت بين مسأله خلافت و حكومت ظاهرى و بين امامت و عهدهدارى و تصدّى امور باطنى و شرعى قرار داشت ، و همچون كلام ابوهريره كه مىگفت : نماز با على گواراتر و غذاى پيش معاويه لذيذتر مىنمايد ،
[ 2 ] مردم با مسأله حكومت و خلافت
هامش
[ 1 ] - اختيار معرفة الرّجال ، المعروف برجال الكشىّ ، ص 440 ، شماره 828 .
[ 2 ] - شيخ المضيرة أبوهريرة ، ص 56 .