شرف صدور يافته است ، امام عليه السّلام اوصاف و منزلگاه شؤون ولايت را مشروحاً بيان مىكنند . و بطور اجمال و خلاصه اينكه : امام عليه السّلام حافظ اسرار الهى و نظام عالم وجود و مدير و مدبّر مشيّت الهى و منفّذ تقدير او و مهيمن بر مصالح و مفاسد نفس الامريّه و منعكس كنندهء رضا و اختيار الهى در ميان بندگان خداست . كلام او عين حقّ و صدق مطلق ، و فعل او حجّت و دليل براى ساير افراد خواهد بود .
عبارات و تعبيرات امام عليه السّلام در اين زيارت به نحوى است كه جمعى از كوته فكران و سادهانديشان انتساب آن را به امام عليه السّلام مورد ترديد و انكار قرار دادهاند ؛ غافل از آنكه :
رَمَد دارد دو چشم اهل ظاهر * كه از ظاهر نبيند جز مظاهر [ 1 ]
حال اگر فردى ولو به ظاهر شيعى اين مقام را براى ائمّه عليهم السّلام قائل نباشد ، و فقط آنها را در حدّ يك مسألهگوى شرعى ولى منتصب از ناحيهء پروردگار بداند ، و يا كمى پا را از اين فراتر نهاده و دعاى آنها را در صورت رضاى پروردگار مستجاب و در صورت عدم موافقت با رضا و ميل خداوند مردود نمايد ، آيا به اين شخص مىتوان گفت : شيعى ؟ ! اگر چه قائل به غصب خلافت حقّه و بلافصل مولى اميرالمؤمنين عليه السّلام توسّط خلفاى غاصب ثلاثه نيز باشد ! و يا مانند بسيارى اين مسأله را صرفاً ناشى از يك انتخاب عمومى و عمل به مقتضى دموكراسى و آزادى فكر و اعتقاد و عمل - گرچه مخالفت اندكى با تصريح و تنصيص شخص رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ، نه اينكه جنبهء جحود و انكار و مقابله داشته باشد - بداند ؟ ! آيا شيعه بودن صرفاً به اخذ مسائل شرعيّه فرعيه از امام است و بس ؟
ان شاء الله در جاى خود خواهد آمد ، بسيارى از بزرگان طريق و اولياى عظام الهى با وجود مقام شامخ فقاهت و فتوى و تحقّق شأنيّت اصدار احكام ، بعضى از
هامش
[ 1 ] - گلشن راز ، ص 71 ، شماره 107