تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
و از آنجا كه حضرت عبدالمطلّب با اتّصال به عالم غيب و منبع نزول و تقدير احكام بر اصول و اسرار عالم تشريع اشراف داشت ، يك چنين تصميم و رأيى را در مورد فرزندانش اتّخاذ كرد . مطلب ديگر اينكه : مگر طلاق بدون اذن و رضايت شوهر با تكليف به ازدواج بدون رضايت و خواست و ميل طرفين تفاوتى دارد ؟ مسلّم است كه ازدواج از روى اكراه و عدم ميل و رغبت باطل و غير منجّز خواهد بود . پس چطور ما مىبينيم كه بعضى از اوقات از جانب رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم حكم به انجام آن نسبت به بعضى از اصحاب در مورد دخترانشان صادر شده است ؛ همانطور كه دربارهء آن مرد انصارى در تاريخ آمده است . مجمل آن داستان اينكه : جويبر از اهالى يمن جوانى بود فقير و سياه رو كه در زمره اصحاب صفّه بيرون از مسجد مدينه بسر مىبرد . روزى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم او را جهت خواستگارى از ذَلفاء دختر زياد بن لبيد كه از معاريف و ثروتمندان مشهور مدينه بود و دخترش به زيبائى معروف بود فرستاد . و اين مسأله بر زياد گران آمد ؛ ليكن دختر او پس از اطلاع از جريان پدر را از عواقب وخيم مخالفت با رسول خدا و ردّ پيشنهاد آن حضرت بر حذر داشت ، و در نتيجه اين وصلت انجام پذيرفت . [ 1 ] اين داستان و نظائر آن اين نكته را روشن مىسازد كه چطور مردم صدر اسلام مخالفت با رسول خدا در هر مورد از موارد و در هر موطن از مواطن ، در جميع شؤون حياتى زندگى را در حكم مخالفت با پروردگار و موجب عقاب و نكال مىدانستند ، گرچه مخالف با طبع و سليقه و ميل باطنى و اختيار و اراده خود بوده باشد .

به دستور پيامبر زينب دختر عمه آن حضرت با وجود عدم رضاء و رغبت به نكاح زيد بن حارثه در مىآيد

و يا دربارهء زيد بن حارثه كه به دستور پيامبر اكرم زينب دختر عمّهء خود را با
هامش
[ 1 ] - الكافى ، كتاب النّكاح ، باب انّ المؤمنَ كُفْوُ المؤمنة ، حديث 1 ، ج 5 ، ص 339 .