او نكشتش از براى طبع شاه * تا نيامد امر و الهام از إله
آن پسر را كش خِضِر ببريد حلق * سرّ آن را در نيابد عام خلق
آنكه از حق يابد او وحى و خطاب * هر چه فرمايد بود عين صواب
آنكه جان بخشد اگر بكشد رواست * نايبست و دست او دست خداست
همچو اسمعيل پيشش سر بنه * شاد و خندان پيش تيغش جان بده
تا بماند جانت خندان تا ابد * همچو جان پاك احمد با احد
عاشقان جام فرح آنگه كشند * كه بدست خويش خوبانشان كشند
[ 1 ]
كار پاكان را قياس از خود مگيرگرچه باشد در نوشتن شير شير [ 2 ]
در اين روايت امام رضا عليه السّلام از وجود يك چنين حكمى در شريعت حضرت ابراهيم عليه السّلام خبر مىدهند ؛ البتّه نه به عنوان يك حكم عامّ و قابل اجراء براى تمامى افراد و به هر نحو و كيفيّت ، بلكه از وجود آن در صورت اثبات اراده و رضاى پروردگار كه طبعًا براى هر كسى و داراى هر شرايطى ميسّر نمىباشد .
هامش
[ 1 ] - مثنوى معنوى ، خط ميرخانى ، دفتر اوّل ، ص 7 ، از سطر 17 .
[ 2 ] - همان مصدر ، ص 8 ، سطر 19 .