« وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى » .
[ 1 ]
اى مردمان ! « اين رسول ما از روى هواى نفس و اميال حيوانى سخنى نمىگويد ( همچون شما ) . اين كلام ، كلام وحى است كه از جانب حضرت ربّ العزّة بر او نازل مىشود . » نه كلام انسان عادى و تفكّر آدمى و تخيّل واهى و بى اساس كه بر اساس قرائت و مطالعهء صفحهاى چند و برداشت غير واقعى و خلط و مزج آن صفات و ملكات غير تربيت و رشد يافته ، و غير مهذّب و تزكيه يافته و از بوادى نفس امّاره عبور نكرده و به عالم توحيد و صفا و بىرنگى و بىتعيّنى و بىتعلّقى و اصل نگشته است . ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا !
غلام همّت آنم كه زير چرخ كبود * ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است [ 2 ]
إن شاء الله در آينده راجع به اين موضوع بمناسبت مطالبى كه ذكر خواهد شد ، بيشتر توضيح خواهيم داد .
حال ملاحظه مىكنيد مطلبى به اين وضوح و روشنى چگونه مورد انكار و نفى حتّى بسيارى از علماء و اهل فنّ قرار مىگيرد ، تا جائى كه گويا ظهور و صدور بعضى از خوارق عادات نيز مشمول اين استبعاد و انكار واقع مىشود .
هامش
[ 1 ] - سوره النّجم ( 53 ) آيه 3 و 4 .
[ 2 ] - ديوان حافظ ، تحقيق پژمان بختيارى ، ص 10 ، غزل 16 .