تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
ابراهيم عليه السّلام را عينيّت خارجى و تحقّق حقيقى بخشيد . [ 1 ]
مريد پير مغانم ز من مرنج اى شيخ * چرا كه وعده تو كردىّ و او بجا آورد [ 2 ]
اگر انسان خوب به مسأله دقّت كند و نيكو بيانديشد ، خواهد فهميد كه اصل و حقيقت مطلب در تمام انحاء و كيفيّات متفاوته صورت مسأله يكى است ؛ منتهى در يكى به صورت قتل فرزند به دست خود ، ديگرى به صورت قتل به دست دشمنان دين ، و نوع ديگر بواسطه حوادث طبيعى و امور عادى يا غير عادى است ، كه تماماً از مجراى مشيّت الهى و دريچهء قضاء و تقدير او تنزّل پيدا مىكند و موجب عروج و صعود و عبور نفس انسان از عوالم ظلمانى و شهوات و توغّل در كثرات و محوريّت تعلّقات به ماسوى الله مىشود . البتّه اين در صورتى است كه بنده كاملًا با تحقق اين مسأله رضايت كامل داشته و از جان و دل پذيراى تنفيذ اراده پروردگار بوده باشد ، و الّا به هر مقدار كه از ميزان خلوص كاسته شود به همان ميزان از اجر و قرب و ثواب محروم خواهد شد . نكته‌اى كه در اينجا بايد بدان پرداخت و از اين مطالب نتيجه گرفت اينست كه : اگر ما اجراى چنين امريّه‌اى را از جانب پروردگار نافذ و غير قابل انكار بدانيم و اين را عين مصلحت و خير و سود و سعادت و فلاح نسبت به حضرت ابراهيم عليه السّلام محسوب نمائيم ، چه ارتباطى با حضرت اسمعيل و پذيرش اين حكم از جانب آن حضرت دارد ؟ به عبارت ديگر : اگر اجراى اين حكم به ظاهر حرام و مخالف با شرع و نهى صريح در اديان الهى ، صرفاً به جهت امر و دستور پروردگار و احراز آن براى حضرت
هامش
[ 1 ] - عيون أخبار الرّضا عليه السّلام ، باب 17 ، ج 1 ، ص 209 . [ 2 ] - ديوان حافظ ، تحقيق پژمان بختيارى ، ص 73 ، غزل 160 .