تعارف مشخّص شد ايشان به قصد زيارت فرد ديگرى به هتل آمده بودند و دست تقدير ايشان را به حجره مرحوم والد آورده بود . ايشان هم از اين حسن تصادف و يا بهتر ، حسن تقدير و حسن القضاء استقبال نموده تشريف آوردند و نشستند . مجلس خوبى بود و مطالب متنوّع و مختلفى مطرح شد . تا اينكه بحث به دائره ولايت امام عليه السّلام و حدود شعاع ولايت در دائره امر و نهى و اطاعت از مقام ولايت و امامت كشيده شد . و صحبت از اين مقوله شد كه آيا امام عليه السّلام مىتواند به شخصى امر كند كه زن خود را طلاق بدهد يا خير ؟ و آيا در حيطه آمريّت امام عليه السّلام اين مسأله گنجانده شده است و او از ناحيه پروردگار مأذون است كه حيطه ولايت خود را حتّى به امور شخصى افراد نظير مسأله فوق الذّكر بكشاند يا خير ؟
در اين هنگام مرحوم آية الله مرعشى در مقام ردّ اين مسأله برآمد و اظهار داشت : ابداً امكان ندارد كه امام به شخصى بفرمايد بايد زن خود را طلاق دهى ! ! و او يك همچنين حقى ندارد . و كجا خداى متعال كه اراده او در اوامر مولويّت بر اساس مصلحت متقنه دور مىزند يك همچنين امر لغو و عبثى را تنفيذ مىكند و به امام اجازه مىدهد در حدود و اختيارات و سليقههاى شخصى افراد اعمال رأى و نفوذ نمايد و شخص را از محدوده اختيارات خويش كه خداى متعال به او عنايت كرده است بيرون آورد ؟ ! ضمناً جهت تأييد مطالب خود فرمودند : در زمانى كه ما نجف بوديم شبى به اتّفاق جمعى از دوستان خدمت مرحوم آية الله خمينى - رحمة الله عليه - صحبت از همين موضوع شد ، و اينكه امام نمىتواند در هر مورد و موضوعى جنبه آمريّت خود را انجاز نمايد ؛ در اين وقت يكى از آقايان علماء كه فعلًا در قيد حياتند و از اشخاص معروف مىباشند رو كردند به مرحوم آية الله خمينى و گفتند : آقا اين مطلب ( طلاق زن به امر امام عليه السّلام ) را فلان دوغ فروش هم نمىگويد ، چه برسد به امام عليه السّلام ! !
ببينيد چطور جمعى از افراد مبرّز و فُضلاى معروف و متشخّص در مورد يك
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 262
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٦٢