اين معمّا فرو ماندند . ادباء از تبيين و توضيح اين مسأله درماندند . بلغاء و لواداران ادب و بلاغت به عجز و ناتوانى خود معترف گشته از بيان شأنى از شؤون امام باز ماندند ، يا فضيلتى از فضايل او را بجاى نياوردند .
چگونه امام را به وصف توان آورد و يا از ضمير و سرّ او سخن توان گفت و يا از مراتب كمال و شؤون او شمّهاى را بيان داشت ؟ و يا چگونه يافت شود فردى كه او را ياراى جانشينى امام عليه السّلام و عهدهدار موقعيّت و مرتبت او را باشد و همچون امام از همهء خلق مستغنى و همه به دو نيازمند باشند ؟ ابداً ! و بهيچوجه چنين نخواهد بود و نخواهد شد ! او همانند ستارهء تابناكى است كه دست هيچ فردى به او نخواهد رسيد و توصيف و تعريف هيچ شخصى سزاوار مقام شامخ او نخواهد شد ! پس كجاست اختيار بندگان در اين امر و كجاست جولانگاه عقول در اين مسأله و كجاست فردى همانند امام ؟ آيا مردمان را گمان بر آنست كه اين منصب و مرتبه در غير آل رسول صلّى الله عليه و آله و سلّم يافت شود ؟ قسم به خدا كه نفوس آنها به خودشان دروغ بستند و پندارهاى باطل آنها را به اغواء كشاندند . پس ايشان به جايگاهى بس بلند مرتبه و خطرناك و دشوار دست انداختند و خود را به تباهى افكندند . »
مىخواهند با عقلهاى ناقص خود پيشوائى همچون امام عليه السّلام بسازند !
تَزِلُّ عَنْهُ إلَى الْحَضِيْضِ أَقْدَامُهُمْ . رَامُوا إقَامَةَ الْإمَامِ بِعُقُولٍ جَآئِرَةٍ بِآئِرَةٍ نَاقِصَةٍ وَ ءَارَآءٍ مُضِلَّةٍ فَلَمْ يَزْدَادُوا مِنْهُ إلَّابُعْدًا « قتَلَهُمُ اللَهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ »
[ 1 ] ؛ لَقَدْ رَامُوا صَعْبًا وَ قَالُوا إفْكًا « قَدْ ضَلُّوا ضَللًا بَعِيدًا » ؛
[ 2 ] وَ وَقَعُوا فِى الْحَيْرَةِ إذْ تَرَكُوا الْإمَامَ عَنْ بَصِيرَةٍ « وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطنُ أَعْملَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كَانُوا مَسْتَبْصِرِينَ »
[ 3 ] .
وَ رَغِبُوا عَنِ اخْتِيَارِ اللَهِ وَ اخْتِيَارِ رَسُولِهِ إلَى اخْتِيَارِهِمْ ؛ وَ الْقُرْءَانُ يُنَادِيهِمْ : « وَ
هامش
[ 1 ] - سوره المنافقون ( 63 ) ذيل آيه 4 ؛ و سوره التّوبة ( 9 ) ذيل آيه 30 .
[ 2 ] - سوره النّسآء ( 4 ) ذيل آيه 167 .
[ 3 ] - سوره العنكبوت ( 29 ) ذيل آيه 38 .