به اسرار و نكات و رموز بسيار مهمّ اين قضيه و داستان پىببرد ؛ فَاعْتَبِروا يا اولى الأبصار .
البتّه اين حقير نيز خود را همچو بسيارى از افراد ، متحسّر و خائب از دست دادن فرصتهاى گرانقدر و عدم استفاده از معاشرت و مصاحبت و مجاورت با اين گوهر ناياب و اكسير ثمين مىداند ، و از خداى متعال ملتمسانه مىخواهد كه لطف عميم خود را از اين محروم دريغ نفرمايد ، و از نفحات و انفاس قدسيّه آن بزرگمرد او را بىنصيب نگرداند و تتمّه عمر او را در رضا و امضاى او صرف بگرداند ؛ آمين .
چه بسا افرادى بودند - ولو از اهل علم - كه چند صباحى از فيض مراوده با اين استاد بزرگ مستفيض گرديده ولى بواسطه بروز و ظهور بعضى از مسائل و عدم انطباق خواست و اراده و صلاحديد او با سليقهها و خواستهاى آنها كمكم از او فاصله گرفتند و مسأله اتّباع و اطاعت از او را بالمرّه بكنارى نهادند ؛ و چه بسا كه به اين نيز اكتفاء ننموده و مطالبى را وقيحانه و جاهلانه به او نسبت مىدادند . حتّى بعضى از اين افراد گفته بود : تمام اين مسائل و ارتباطات و كيفيّت مراودهء ايشان با شاگردانشان بر اساس منافع دنيوى و دكّان است و خبرى از حقيقت و واقعيّت در آن مشاهده نمىشود ؛ نَعُوذُ بِالله من الجَهل و الضَّلالَة .
بخاطر مىآورم زمانى كه براى يكى از محترمين از تلامذهء ايشان حادثهاى رخ داده و به رحمت خدا رفته بود ، در ملاقاتى كه بين ايشان و استاد عظيم الشّأن ، عارف بىبديل و انسان كامل ، حضرت آقاى حاج سيّد هاشم حدّاد - قدّس الله تربته الزّكيّه - در سوريه دست داده بود ، مرحوم حدّاد به ايشان مىفرمايد : چرا شما به فلان آقا امر نكرديد كه وارد بعضى از مسائل نشود و خود را از اشتغال به بعضى مسائل دور نگه دارد تا اين حادثه براى او پيش نيايد ؟
مرحوم والد - رضوان الله عليه - اظهار مىكنند : آقا اگر من ايشان را نهى مىكردم اطاعت نمىكرد ، لذا نخواستم در يك مخالفت صريح و تجرّى بر امر و نهى الهى
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 220
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٢٠