زيارت و ملاقات اين مرجع با آن مرجع معروف نجف و نتائج زيانبار و مخرّب آن زياد مطرح شد ، و همهء حضّار در مجلس متّفقاً از وقوع يك چنين مسأله خطيرى احساس نگرانى شديد مىنمودند و تأسّف خود را ابداً نمىتوانستند پنهان كنند .
علىالخصوص اين عالم بزرگوار كه با حدّت و شدّت هر چه بيشترى از صاحب منزل تقاضا مىنمود كه تا وقت نگذشته است با نجف تماس بگيرد و آن مرجع زائر و مسافر را ترغيب و تشويق به زيارت مرجع معروف نجف بنمايد ؛ و تا جائى كه بخاطر دارم پنج يا شش بار اين تقاضا را تكرار كرد و آثار مخرّب اين قضيّه را دائماً متذكّر مىگرديد .
امّا از آنطرف آن مرجع صاحب منزل نيز خود را در محظور رعايت بعضى از مسائل مىديد و گويا عدم وجود زمينهء مناسب جهت طرح اين قضيّه با توجّه به جهاتى كه در نظر داشت ، او را در اقدام به اين چنين عملى با مشكل مواجه مىنمود .
و از طرفى ديگر ، اصراز زائد الوصف اين عالم نيز او را در معرض محظور اجابت دعوت مهمان و درخواست يك عالم قرار داده بود . عَلى اىّ حال ايشان با بناء اقدام بر استخاره موافقت نمودند ؛ امّا در اين وقت خبر آمد كه آن مرجع از نجف بيرون آمده و به سمت كربلا و كاظمين حركت كرده است و جواب استخاره نيز بدون نتيجه و حاصل بوده است .
نگارنده كه كنار مرحوم والد - رضوان الله عليه - نشسته بود ، مشاهده كرد كه مرحوم والد سر خود را به طرف آن عالم كه از شاگردان او نيز بود برگرداند و آهسته در گوش ايشان فرمود : اگر شما بجاى آن عالم و مرجع معروف نجف بوديد چه مىكرديد ؟ آن فرد عالم فوراً جواب داد كه : قطعاً من به ديدار آن مرجع زائر و تازه وارد مىرفتم ! ! ! و مرحوم والد از اين پاسخ بسيار اظهار خرسندى و رضايت كردند .
اينجانب ديگر در اين باره توضيح نمىدهم و خواننده محترم خود بايد كاملًا
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢١٩