تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
اشتعال آتش مهر و غضب الهى در ميان مردم مسلمان و متعهّد ايران مبدّل مىگرديد و پايه‌هاى بناى ظلم و ستم دستخوش تزلزل و انحطاط واقع شده بود ، يكى از مراجع معروف و محترم ايران براى زيارت عتبات به عراق مسافرت كرده بود . رسم معاشرت و سيرهء متداوله بين اهل علم در مسأله زيارت و ديد و بازديد بر اين بوده و هست كه علماى ساكن در بلاد مقدّسه به ديدن عالم تازه وارد و مسافر و زائر مىروند ؛ بدين جهت معمولًا روزى را معيّن مىكنند و آن عالم در آن روز جلوس نموده و از واردين پذيرايى مىنمايد . ولى در اين سفر يكى از علماء معروف نجف به مصيبت فقدان فرزند خود كه او نيز يكى از اجلّهء علماء و اتقياء شمرده مىشد مبتلا شده بود . طبعاً در اين گونه موارد مسأله با صورت متعارف خود تفاوت مىكند و اقتضاء بر اين است كه شخص زائر و مسافر به ديدن صاحب مصيبت و عزاء برود . امّا بواسطهء بعضى از ملاحظات متأسّفانه اين ديدار انجام نگرفت و آن شخص عالم محترم نيز به ديدن شخص تازه وارد نيامد و اين مسأله موجب تشويش و اضطراب و بحث و نقل در محافل و مجالس گرديد ، و نگرانى از نتائج و تبعات مخرّب واقعه را در بين علماء دلسوز و متعهّد و با حميّت برانگيخت و موجب سوء استفاده دستگاه حكومت و شادى و شعف آنان گرديد . بطوريكه از بعضى منابع نزديك به حكومت به دست مىآمد ، آنان نهايت رضايت و خرسندى خود را از اين واقعه مكتوم نمىداشتند ؛ خصوصاً در اين موقعيّت حسّاس كه از هر زمان و موقعيّت ديگرى جامعه اسلامى به وحدت كلمه و دورى از اختلافات و بروز عقائد و سليقه‌هاى مختلف و شخصى نياز بيشترى را طلب مىنمود . درست در همين اوان نگارنده در خدمت حضرت والد - رضوان الله عليه - در منزل يكى از مراجع بزرگوار و علماى متّقى قم جهت صرف نهار دعوت داشتيم ؛ و لدى الورود متوجّه شديم كه آن عالم دلسوز و با تقوى كه از شاگردان سلوكى مرحوم والد - رضوان الله عليه - بود نيز دعوت دارد . طبعاً در اين مجلس نيز صحبت از عدم
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 218 | السيد محمد محسن الطهراني