مسلّم القبول تشيّع ، و اعطاء حربه و ابزار به مخالفين براى كوبيدن حقائق نورانى مكتب اهل بيت ، و دستاويز قرار دادن اين تعابير شعارگونه براى غلبه بر حقّ و احياء باطل است ؟ !
متأسّفانه اين آفت نه تنها شامل عوام و بىخبران از معارف اصيل و متقن تشيّع مىشود ، بلكه دامن بسيارى از اهل علم و دانش را آلوده كرده است ؛ تعابيرى كه فقط در مقام تخيّل ، آن هم از افراد نادان و غير موجّه برمىخيزد و ساحت قدس مواليان ما را آلوده مىسازد .
در مقابل اين افراد گروهى نيز از روى جهل و نادانى و بىسوادى ، حضرات معصومين عليهم السّلام را در حدّ يك انسان معمولى و بشر متعارف تنزّل مىدهند و حركات و سكنات و كلمات آنان را با سخنان معمولى و كردار متعارف افراد مقايسه مىكنند .
داستان ناراحتى علّامه امينى از تضييع حق اميرالمؤمنين به نقل از علّامه طهرانى
روزى مرحوم والد معظّم علّامه سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى - أفاضَ اللهُ علينا من بركات تربته - نقل مىفرمودند كه :
براى ديدن و عيادت از مرحوم علّامه امينى - رضوان الله عليه - به منزل ايشان در طهران رفته بوديم ، درحاليكه قبل از ما يكى از آقايان معمَّمين و مشهور از سادات كه منزلشان نزديك منزل مرحوم امينى بود نيز به ملاقات ايشان رفته بود . در اثناء صحبت اين فرد معمّم و سيّد رو مىكند به مرحوم امينى و مىگويد : آقا ! اين علىّ كه شما اينقدر سنگ او را به سينه مىزنيد مگر چه كرد در اسلام ؟ غير از اينكه فقط يك عدّهاى را كشت و تفرقه در صفوف مسلمين بوجود آورد ، كار ديگرى هم كرد ؟ ! نعوذ بالله از اين همه جهالت و ضلالت !
و شما كه اينقدر به ابوبكر و عمر مىتازيد آنها چه كردند ؟ جز خدمت به اسلام و مسلمين و بسط عدل و انتشار اسلام در سرزمينهاى دوردست و عمل به دموكراسى و اخذ آراء براى انتخاب حكومت و حاكم ؟ و آيا به صرف يك