متشخّص را مورد اتّهام نسبت به اقدام به اين مسأله قرار دهم ؛ ولى مىتوانم بگويم :
در جامعهاى كه افراد آن از هر طبقه و صنف ، اعمّ از عالم و جاهل ، مطّلع و نادان ، پير و جوان ، غالب بر احساسات و مغلوب احساسات تشكيل شده است ، رعايت موازين صحيح و تعريف شده اسلامى و اداء عبارات و كلمات سنجيده شده و القاب و عناوين ، بايد از روى مطالعه و درك و شعور و بصيرت دينى به حدّى باشد كه مجال سوء استفاده و خروج از مسير حقّ و ميل به انحراف و اعوجاج براى افراد عامى و بىسواد و كمظرفيت فراهم نشود ، و اصول متقنهء تشيّع و ارزشهاى والاى مكتب اهل بيت مورد تعرّض قرار نگيرد و بازيچهء عدّهاى بىخرد و نادان نگردد ، و حريم مقدّس و والاى ائمّه هدى عليهم السّلام از هر دستبرد و تعرّضى مصون و محفوظ بماند .
خروج از مسير حق به سبب افراط و تفريط
ان شاء الله تعالى بحث بيشتر و مبسوطتر اين مسأله را به آينده و در مجلّدات بعد موكول مىكنيم ؛ ولى در اينجا اشارهاى به نگرش معرفت امام عليه السّلام و حدود و ثغور ولايت تكوينى و تشريعى حضرات معصومين عليهم السّلام از ديدگاه بسيارى از اعيان و معاريف مكتب تشيّع ، و عدم ادراك صحيح مبانى ولايت آنها مىشود ، تا روشن شود كه چه مقدار نظرات و آراء و ديدگاههاى آنها با موازين صحيح و مبانى حقّ مكتب تشيّع اختلاف و تعارض دارد ، و چقدر ما بايد نسبت به تصحيح معتقدات خود و انطباق آنها بر احكام واقعيّه و نفس الامريّه اهتمام بورزيم و از حريم اعتدال و اعتساف به دو مسير انحراف : افراط و غلوّ ، و تفريط و تنقيص چرخش ننمائيم ؛ و بفرمودهء درر بار مولى أميرالمؤمنين عليه السّلام :
يَهْلِكُ فِىَّ رَجُلَانِ : مُحِبٌّ مُفْرِطٌ وَ بَاهِتٌ مُفْتَرٍ .
[ 1 ]
« دو دسته بواسطه من به هلاكت خواهند افتاد : گروه اوّل : دوستان بيش از
هامش
[ 1 ] - نهج البلاغه ، شرح محمّد عبده ، ج 4 ، ص 108 .