خود را مرآت براى خدا بداند ، خودش مىشود مركز دعوت همهء افراد بسوى خود ؛ چونكه خود را از همه بالاتر مىداند ، و در مقابل پروردگار ؛ گرچه نمىگويد : خدائى نيست ، پيغمبرى نيست ، امامى نيست ، كتابى نيست ؛ ولى عملًا آنچه از فكرش تراوش مىكند حقّ مىبيند و غير او هر چه هست باطل ؛ ولو اينكه به آيه قرآن يا روايت صحيحهاى هم برخورد بكند ، آنها را بالأخره تأويل مىكند و حسابش را مىرسد و مىگذارد كنار و مىگويد : مطلب همين است و بس !
علم در مورد عالم بىعمل و راه نيافته به حق جز بعد و دورى چيزى اضافه نمىكند
و اين اعظم از خطرات است ، كه آن علم صافى و پاك الآن در كانون وجود اين تبديل به يك كانون آتش ، و آن مركز خير تبديل به يك جهنّم گداخته شده ؛ و لذا در روايات داريم كه از اين علماء بترسيد ، دنبال يك همچنين عالمى نرويد . مبادا اينكه شما عملتان عملى باشد كه از اين جاها سر در بياورد ! تحصيلتان در علم ، شما را به شخصيّت و تجبّر و تكبّر بكشاند ! شما هميشه بايد خود را نيست و نابود و مركز تجليّات علمى پروردگار ببينيد .
در كتاب « عُدَّة الدّاعى » بنابر نقل « بحار » از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت شده :
مَنِ ازْدَادَ عِلْمًا وَ لَمْ يَزْدَدْ هُدًى لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَهِ إلَّابُعْدًا !
[ 1 ]
رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : « كسى كه علمش زياد بشود ولى هدايتش زياد نشود ، نور قلبش زياد نشود ، راه يافتگىاش به پروردگار بيشتر نشود ، اين علم براى او چيزى اضافه نمىكند مگر دورى و بُعد را . »
يعنى به عوض اينكه علم انسان را نزديك كند ، علم براى او موجب دورى است . امروز درس مىخواند ، مثلًا فرض كنيد در درجهء پنجم واقع است ؛ فردا
هامش
[ 1 ] - بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 37 ، باب 9 ؛ و عدّة الدّاعى ، ص 65 .