تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
انسان برخيزد از جاى خود عيب ندارد . » علماء سابق كه اينها از شهرها و از دهات خود حركت مىكردند و مىرفتند در حوزه‌ها درس مىخوانند براساس همين رواياتى است كه اين يك چند تا دانه به عنوان شاهد عرض شد ؛ و إلّامرحوم مجلسى جلد اوّل كتاب « بحار الأنوار » خود را در فضيلت علم و علماء و اخلاص در عمل و علماء سوء و علماء روحانى و الهى و شرائط علم اختصاص داده ، و صدها روايت آنجاست . افرادى هستند در گوشه و كنار ، اين روايات ، يا به وصيّت پدرشان يا به نصيحت مادرشان جوانند و به گوش آنها مىخورد و آنها هم حركت مىكنند و مىآيند در حوزه‌ها و مشغول درس مىشوند براى خدا ، و مىرسند به آن مقامى كه بايد برسند ؛ البتّه در صورتى كه طبق آن شرائطى كه ذكر شده عمل كنند و كم‌كم روحشان برنگردد ، نفسشان برنگردد ، متوجّه حطام دنيا نشوند ، از علم و شخصيّتى كه پيدا كرده‌اند سوء استفاده نكنند و آن را دام و شبكه براى صيد مردم ، يا اينكه براى صيد - خلاصه - ما سِوى الله قرار بدهند و در دام بياندازند غير خدا را ، و بالنّتيجه خودشان هم طعمهء شيطان مىشوند ، اينها شرط است ديگر ! در سابق علمائى بودند بسيار عالى و مثل اينكه كم هم نبودند ، خيلى بودند . در هر زمانى مثل : شيخ مفيد ، شيخ طوسى ، همين برقى كه عرض شد ( احمد بن محمّد بن خالد برقى ) كه بر كلينى هم مقدّم است و از رواتِ در سلسلهء سند كلينى قرار دارد ؛ مثل خواجه نصير الدّين طوسى ، مثل شهيد ثانى ، شهيد اوّل ، قاضى نور الله شوشترى ، علّامه حلّى ، مقدّس اردبيلى و همچنين . . . كه وقتى انسان تاريخ آنها را نگاه مىكند ، مىبيند يك پارچه علم و كمال و درايت ، و در عين حال قدس و تقوى هم به روح آنها نشسته و دنيا براى آنها يك پشه ارزش نداشته ، واقعاً ارزش نداشته‌ها ! و اينها چراغ بودند و حركت مىدادند جماعت