تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢

قرآن شفاى هر مرض است

هامش
معارف آن ؛ و باغ‌ها و بستآنهاى عدل و داد است ؛ و آبهاى زلال مجتمع و سرشار در آن ؛ و ديگ پايه‌هاى أطعمهء اسلام است ، و اصل و اساس آن ؛ و وادىهاى گسترده و پهناور صدق و حقّ است ؛ و زمين‌هاى وسيع و فراخ آن ؛ و دريائى است كه آنچه آب كشندگان و آب برداران ، از آن مصرف كنند ، آن را تهى نمىكنند ؛ و چشمه‌هائى است كه آنچه آب‌گيران و آب برندگان از آن بردارند ، آن را كم نمىگردانند ؛ و آبشخوارهائى است كه آنچه فروروندگان در آن از آن آب برگيرند ، آن را فرو نمىنشانند ؛ و منزلگاه‌هائيست كه آنچه مسافران در راه روشن و طريق هويداى آن سير كنند ، گم نمىشوند ؛ و نشانه‌هائى است كه روندگان و سيركنندگان در راه خود از آن پوشيده و ناديده نمىگردند ؛ و تپّه‌ها و مواضع مرتفعى است از جوانب خود ، كه راه‌پيمايان و قصدكنندگان نمىتوانند از آن عبور و تجاوز نمايند . خداوند قرآن را سيرابى براى تشنگى و عطش علمآء قرار داد ؛ و بهار پر گياه براى دل‌هاى فقهآء ؛ و راه‌ها و طريق‌هاى هويدا براى پيمودن راه صلحآء . قرآن داروئى است كه پس از آن دردى نيست ؛ و نورى است كه با آن ظلمتى نيست ؛ و ريسمانى است كه محكم است گره آن ؛ و پناهگاهى است كه از دسترس دور است بلندى آن ؛ و عزّت است براى آن كه در تحت ولايت آن درآيد ؛ و آن را ولىّ و مولا و صاحب اختيار و سرپرست و پاسدار خود بداند ؛ و سلام و سلامت است براى آن كه در آن داخل شود ؛ و هدايت است براى آن كه بدان اقتدا نمايد ؛ و مايه عذر است ، براى آن كه خود را بدان انتساب دهد ؛ و برهان وحجّت است براى آن كه بدان سخن گويد ؛ و شاهد و گواه است براى آن كه در مقام منازعه و مخاصمه بدان تمسّك جويد ؛ و ظفر و گواه است براى آن كه در مقام منازعه و مخاصمه بدان تمسّك جويد ؛ و ظفر و فيروزى است براى آن كه بدان احتجاج كند ، و استدلال نمايد ؛ و متعهّد به صلاح و اصلاح آن است كه أحكام آن را به كار بندد ، و مضمونش را بر عهده گيرد ؛ و همچون شتر راهوار و باركشى است ، براى آن كه با سوارى خود و حمل أثقال و اسباب خود بر آن بخواهد به سر منزل مقصود و اصل گردد ؛ و آيه و نشانه و علامت است براى آن كه خود را بدان نشانه زند ؛ و سپر است براى آن كه با پوشيدن آن ، لباس جنگ و زره در تن نمايد ؛ و دانش و درايت است براى آن كه آن را حفظ كند ، و در گوش جان خود بگيرد ؛ و حديث و گفتار است براى آن كه آن را نقل نمايد و روايت كند ؛ و حكم است براى آن كه با آن قضاوت نمايد . ]