مقام عزّ قرآن تسليم شود ، چون دلائلش محكم و متقن و قابل تغيير و تبديل نيست ؛ بر اساس ثبات و استقرار بيان شده و علومش مبتنى بر حسّ و خيال نيست تا با از بين رفتن حسّ و خيال او هم از بين برود . بنابراين تا به حال با ترقّيات علوم مادّى و تجربى ، از هيئت و نجوم و طبيعيات و تسخير نور و امواج و كهربا و شكافتن اتم و حركت به كرهء ماه و پيشرفت صنعت و طبّ و ساير علوم از مطالعات روانى و حقوقى و علوم خارج از طبيعت و اتّصال به عالم نفس كسى نتوانسته است موضوعى عالىتر از قرآن و مطلبى ارزندهتر بياورد .
همه معترفند كه نياز به قرآن دارند
همه تسليماند و خاضع ، و همه معترفند كه نياز به اين قرآن دارند ؛ و براى خلاصى بشريّت از زندان جهل ، پيشرفت در اين علوم مادّى و طبيعى بدون پيروى از تعاليم عاليهء قرآن فائدهاى ندارد ، بلكه درِ مشكل به روى مشكل باز مىكند . اين عزّت قرآن است كه كلام خداست و در مقابل منطق و فرضيّهاى خود را نمىبازد و عقب نشينى نمىكند ، و چون چراغ فروزان و شمس جهانتاب در جهان درخشندگى دارد .
و لا من خلفه ؛ همچنين آنچه از سابقين از انبياء و مرسلين و اولياء و امم و طوائف و حالات آنها و اقوام مؤمن و كافر تا زمان آدم بيان كرده است آن نيز صحيح و غير قابل ايراد و اشكال است . بر تورات فعلى و انجيل فعلى صدها اشكال عقلى وارد است كه پاسبانان آن از عهدهء پاسخ برنمىآيند ، و در مقابل سؤالات بجاى سؤال كنندگان عقب نشينى مىكنند و ذليل مىشوند . دين مسيحيّت گرفتار تثليت است ، و تورات از معاد نامى نبرده و فجايعى به أنبياء نسبت مىدهد ؛ ولى قرآن مجيد با عزّت و سيادت مواجه است و كسى نتوانسته در مضامين و آيات و قصص آن خردهاى بگيرد تا مطلبى را خلاف تاريخ و يا خلاف عقل در قرآن بجويد . قرآن كتابى نيست كه يكسره مردم را بيم دهد تا سر حدّ يأس ، و يا آنها را اميدوار كند تا سر حدّ طغيان .