خدا مىفرمايد : ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَة وَ ذُو عِقابٍ أَليم . [ 1 ] اى پيغمبر ! آنچه از طرف خدا به تو وحى شده همان حقيقت و واقعيتى است كه به پيمبران قبل از تو وحى شده بود كه : خداى تو رحيم و آمرزندهء مردم است نسبت به مطيعان ، و داراى عذابى دردناك است نسبت به طاغيان .
اگر ما اين قرآن را درهم و برهم و غير مفهوم و غير مبيّن آورده بوديم مغرضين مىگفتند كه : چرا آياتش روشن نيست و مبيّن و فصيح بيان نشده است ؟ مىگفتند : كتاب غير روشن و غير فصيح براى مردم فصيح اللسان چه فايده دارد ؟ بگو اى پيغمبر ! دست از اين مطالب برداريد ، اين مطالب به درد شما نمىخورد ! اين كتابى است كه براى مؤمنين كه چشم دل خود را باز كردهاند كتاب هدايت و رهبرى به آخرين منزل مقصود ، و وصول به أعلى درجه و ذِروهء انسانيّت و مقام توحيد است ، و شفاى دردهاى متراكمه و صعب العلاج ؛ و ليكن آن كسانى كه ايمان نمىآورند در گوشهاى آنان پارگى رخ داده و كورى چشم آنها را بسته ، نه مىتوانند آيات خدا را بشنوند و نه مىتوانند ببينند . كافرى كه از قرآن إعراض كرد جز پارگى گوش دل و كورى چشم دل كه ابداً قابل إصغاء و رؤيت نيست چه بهرهاى دارد ! آنان از مكان دورى آواز به گوششان مىرسد غير مفهوم ، به خلاف مؤمنينى كه بواسطهء پيروى از قرآن در آستان قرآن قرار گرفته و تمام قرآن را با حسّ و عقل خود ادراك مىكنند و خوب مىفهمند ، جان آنها روشن شده و عقل آنها كامل گشته است .
در « كافى » مرحوم كلينى با إسناد خود نقل مىكند در ضمن حديثى كه :
هامش
1 - سوره فصّلت ( 41 ) آيه 43 : [ اى پيغمبر ! به تو گفته نشده است مگر همان چيزى كه به انبياء و مرسلين پيش از تو گفته شده است ؛ كه تحقيقاً پروردگار تو صاحب غفران و گذشت ، و صاحب پاداش و عقوبت سخت است ! ]